مقدسات

وحی اصلی لفضی را بشنوید

برای دانلود روی اینجا کلیک کنید: دانلود

آنگونه که به پیامبر الهی نازل شده است
مارشال ویان سامِرز
در تاریخ ۲۹ آپریل ۲۰۰۸
مصادف با ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ خورشیدی
در شهر بُــلدِر در ایالتِ کُلرادو در امریکا

درباره این فایل صوتی


آنچه در این نوار صوتی می شنوید صدای شورای ملکی است که از طریق رسول مارشال وییان سامرز سخن می گوید

در اینجا، ارتباط اصلی خداوند که فراتر از کلمات وجود دارد، توسط شورای ملکی که بر جهان نظارت دارد به زبان و فهم بشر ترجمه می شود. سپس شورا پیام خداوند را از طریق رسول به دنیا می رساند

در این روند شگفت انگیز، صدای وحی بار دیگر سخن می گوید. کلام و صدا در جهان هستند. برای اولین بار در تاریخ، صدای اصلی ضبط شده ی وحی لفضی برای شما و جهان فراهم شده تا آن را تجربه کنید

باشد که پذیرنده ی این هدیه ی وحی شوید و باشد که پذیرنده ی پیام منحصر به فرد آن برای شما و برای زندگیی شما، شوید


خواننده توجه کند
این ترجمه توسط یک دانش آموز داوطلب پیام جدید از متن اصلی انگلیسی برای انجمن پیام جدید انخام شد. ما شکل آغازین این ترجمه را برای دنیا فراهم کرده ایم تا مردم بتوانند بخشی از پیام جدید را به زبان خودشان تجربه کنند

اکنون زمان آن رسیده است که از مقدسات صحبت کنیم – چیزی که حقیقتاً مقدس است، چیزی که باید محترم شمرده شود، چیزی که باید شناخته شود و باید دانست که بین این حقیقت با چیزهایی که صرفاً مقدس به نظر میرسند و یا توسط بسیاری از مردم مقدس قلمداد میشوند، تفاوت بسیاری وجود دارد. 

زیرا یک چیزِ مقدس، قابل لمس نیست. نمیتوان نامی بر آن نهاد. نمیتواند تحت اختیار شما باقی بماند. تقدس یک مکان نیست، یک سازه یا یک عمارت نیست، یک شئ نیست زیرا چیزی که مقدس است چیزیست که جاودانی و دائمی است. 

چراکه از آغاز مقدسات وجود داشته اند. در آخر هم مقدسات  وجود دارند. در میانه(خلقت)، تقدس وجود داشته است. تقدس گذشته است، حال است، آینده است، لحظه ایست که در حالِ تجربه شدن است، یک الهام است.

تقدس خاطره ایست که در میان دالانهای ذهن شما به عقب کشیده شده است تا جایی که به دوردستها فراتر از این زندگی، فراتر از شرایط دنیا برمیگردد. مثل به یادآوردن چیزیست که همیشه بوده است اما فراموش شده است.

وقتی که مردم این تجربه را دارند، میفهمند که چیزی دائمی و پایدار در زندگی آنها وجود دارد. این یک اعتقاد نسبت به دائمی بودن یک چیز خاص نیست. این یک اعتقاد بر پایۀ ترس و اضطراب نیست. این(تقدس) یک ابزارِ سازگاری نیست که اضطرابِ ناشی از آگاهی از مرگ و محدودیت هایِ زندگیِ فرد در این دنیا را تسکین بدهد. تقدس مثل شعله ای است که  هرگز خاموش نمیشود.

وقتی مردم تجربه ای از تقدس دارند و یا وقتی شخصی در گذشته در تاریخ، تجربۀ تقدس داشته است، مردم آن مکانهای خاص که در آنجا اتفاقاتی رخ داده و یا قربانی انجام شده است را مقدس قلمداد میکنند. این مکانها به عنوان مکانهای مقدس در نظر گرفته میشوند و آثار تاریخی زیبایی بر آنها بنا شده است که بعضی از آنها به قدری زیبا هستند که مردم از همه جا برای زیارت، ادای احترام و تجربۀ حضور، به این مکانها می آیند. 

اما اینها مقدس نیستند. اگر شما میدانستید که مقدسات حقیقتاً چیست، این موضوع را درک میکردید. اگر مقدسات را تجربه کرده بودید، این موضوع را می فهمیدید. هیچ مشکل و ابهامی برایتان وجود نداشت و بر سرِ آن بحث و جدل نمیکردید. 

در بعضی از آداب و سُـنن، خودِ زمین مقدس در نظر گرفته شده است – کل سیارۀ زمین، نه فقط یک مکان بخصوص از آن. اما زمین مقدس نیست. زمین فقط زمین است. 

این سازه ها هر چقدر زیبا، هر چقدر تاریخی و هر چقدر پر زرق و برق و خارق العاده باشند، فقط یک سازه هستند. این پیکره یا شئ، فقط یک پیکره یا یک شئ است(نه بیشتر) و مقدس کردن آنها و اصرار و باور به مقدس شمردن آنها، فقط درک نکردنِ اصلِ موضوع است. چراکه ممکن است آن چیز فقط برای شما یا برای فرهنگ شما مقدس باشد و نه برای دیگران. برای دیگران فقط یک شئِ جالب و زیباست و به هر حال چیزی است که(در نظر آنها) مقدس شمرده نمیشود.

اما کسانی که تجربۀ حضور خدا یا حرکت بصیرت و دانش  را در درون خودشان داشته باشند میدانند که این تجربه، مقدس و بسیار متفاوت از چیزهای دیگر است، از هر ایده، از هر باور، از هر مکان و از هر سنت و آئینی متفاوت است، و برای کسانی که آن را تجربه میکنند حقیقتاً مقدس جلوه میکند و یا در کمترین حالت، خارق العاده و حیرت آور است.

برای درک مقدسات باید از این همه سردرگمی، خصومت، عداوت و دلبستگی شدید به این و آن، خلاص شد. چراکه خداوند هم، به این چیزها دلبسته نیست. هوشمندی برتری هم که خداوند در درون شما قرار داده است، همان ذهن عمیقتر شما ـــ ذهن بصیرت و دانشی شما ـــ آن هم به این چیزها وابسته نیست.

اما ذهن ـــ ذهن دنیوی(فیزیکی)، ذهنی که شما به واسطۀ آن فکر میکنید ـــ چیزهای مقدس را میسازد. ذهن، خدایان خاص خودش را دارد. ذهن، غافل از این حضور عظیم است، غافل از آتش بصیرت و دانشی است که در درون شما میسوزد. ذهن، وقایع مقدس مربوط به خودش را میسازد، اماکن مقدس، مردم مقدس، اشیاءِ مقدس و از این قبیل چیزها…

مسئله ای نیست اگر برای مکانی که اتفاق مقدسی در آن رخ داده است احترام قائل شد، و یا مسئله ای نیست اگر به شخصی که به واقعی ترین و طبیعی ترین حالت ممکن تقدس را  با زندگی اش ابراز و آشکار کرده، احترام گذاشت. اما این اماکن را مقدس نام گذاری نکنید؛ این، چیزی است که باعث اشتباه و سردرگمی  میشود.  از میان  این اماکن  (فقط)گذر کنید،  به شخص  یا اتفاق احترام  بگذارید(و بگذرید) اما چیزی را مقدس بشمارید که حقیقتاً مقدس است.

زیرا چیزی که مقدس است یک شئ نیست. چیزِمقدس یک کتاب نیست، یک مکان نیست. چیزی که مقدس است حتی یک رویداد و اتفاق هم نیست. اینها تماماً چیزهایی هستند که در طول زمان تقدس از خلالِ آنها عبور میکند. 

اگر شما بتوانید تقدس را بشناسید، میتوانید آن را در هر جایی تجربه کنید. تقدس در هر جایی همراه شما خواهد بود. تقدس میتواند در هر جایی با شما صحبت کند. تقدس میتواند شما  را  به حرکت  درآورد، حرکت و انگیزشی عمیق که در هر جا زندگیِ شما را به جنبش  وادارد.

احساسات شدید ممکن است بیایند و بروند. عشق های بزرگ ممکن است بیایند و بروند. تجارب زندگی ممکن است بیایند و بروند. شما ممکن است خوبی ها و یا فجایع و مصیبت های زیادی را تجربه کنید، ساختن ها و خراب شدن ها، اتفاقات پر شور و هیجان و اتفاقاتِ ساده  و معمولی… اما چیزی که حقیقتاً مقدس است همواره(بدون تغییر) باقی میماند. 

تقدس ساکن و آرام اما در انگیزش و حرکت است. به قدری ساکن است که شما برای تجربه کردن آن مجبورید ساکن و خاموش شوید. اما در عین حال  در حرکت و پویاست ـــ شما برای انجام کاری به اینجا فرستاده شده اید، برای دریافت چیزی اینجا هستید، برای شناختن و فهمِ چیزی به اینجا فرستاده شده اید، شما برای پیوستن با افراد خاصی جهت نیل به یک هدف عظیمتر اینجا هستید. این جنبش و حرکت نیز یک تقدس است. 

تقدس مانند خداوند یک ستارۀ  دور از دسترس نیست. خدا در زندگی شما جریان دارد – در سراسر دنیا در حرکت است، در میان مردم، مکانها و اتفاقات جاریست زیرا هر کسی برای بخشیدن چیزی و برای انجام کاری به این دنیا فرستاده شده است. اما این حقیقت که افراد تقدس را تجربه نکرده اند ـــ و یا نشناخته اند یا آن را به انجام نرسانده اند ـــ ریشۀ درد و رنج همگان است. 

در حال حاضر بسیاری از مردم میدانند که چیز مقدسی در زندگی وجود دارد بنابراین آنها سعی میکنند که عنوانی به آن اختصاص دهند – گاو مقدس، معبد مقدس، کتاب مقدس، تاریخ مقدس، شئِ مقدس، خورشید مقدس، زمین مقدس و حتی آسمان ها، جهان و اجتماع بزرگتر را مقدس قلمداد میکنند. 

اما تقدس از خلال همۀ این چیزها همچون نسیم جریان دارد. شما نمیتوانید آن را در اختیار بگیرید. شما نمیتوانید به آن بچسبید. شما نمیتوانید آن را به دیگری نشان دهید و بگویید “این است تقدس، ایمان بیاور و باورش کن .”

اشیاء مقدس از دست رفتنی هستند. معابد بزرگ از بین میروند و نابود میشوند. حتی زمینِ مقدس در آیندۀ دور دیگر اینجا وجود نخواهد داشت، و هر آنچه در آن مقدس شمرده میشود نیز دیگر وجود نخواهد داشت.

اما خودِ تقدس باقی میماند. تقدس در رمز و راز باقی میماند. شما باید شهامت و اعتماد به نفس برای ورود به این رمز و راز  را در سکون و خاموشی داشته باشید. 

مردم نمیتوانند در سکون و آرامش باشند زیرا میترسند ـــ از اینکه چه چیزی را ممکن است احساس کنند میترسند، میترسند از اینکه چیز(جدیدی) را باید بدانند، و میترسند از اینکه چه چیزی ممکن است ببینند. چراکه اینها چیزهایی است که هم اکنون در درونِ آنهاست و درانتظار آشکار شدن است. مردم  از خودشان میترسند؛ آنها از زندگی میترسند، مردم از تغییر میترسند. مردم از خداوند میترسند. با همۀ این اوصاف، همۀ این چیزها در درون آنها و همراه آنها وجود دارد و در انتظار اکتشاف و هویدا شدن است.

برای آنهایی که رمز و راز را تجربه کرده اند، آنهایی که تقدس را تجربه کرده اند، این تجربۀ تقدس بسیار واقعی تر از چیزیست که شما بتوانید لمس کنید، بتوانید آن را تصور کنید، ببینید یا بشنوید و یا آن را در اختیار داشته باشید. این چیزهای خاکی برای آنها که تقدس را تجربه کرده اند از حقیقت و از اهمیت کمتری برخوردار است.

هم اکنون شما آزاد هستید که از میان زندگی همچون نسیم عبور کنید، همچون یک حضور، همچون تقدس. درست است، شما همچنان یک انسان هستید و تعهدات و سختی هایی برایتان وجود دارد. شما دردهایی دارید و از چیزهایی رنج میبرید. ناامیدی و محرومیت وجود دارد اما چیز مقدسی هم وجود دارد که درد و رنجِ زندگی کردن و ناسازگاری و گیجی و سردرگمیِ زندگی  را التیام میبخشد.

خداوند پیام جدید را برای تازه کردن مقدسات و برای اِحیایِ آگاهی افراد نسبت به مقدسات، به دنیا فرستاده است. این  تنها برای ثبت در تاریخ بشریت نیست. این صرفاً دادن یک آگاهی جدید به بشر نیست یا فقط به حرکت درآوردن مجموعۀ عظیمی از اتفاقات که بتواند مسیرِ تاریخِ بشریت را دگرگون کند، نیست. پیام هایِ جدید  از سویِ خداوند  برای انجامِ چنین  کارهایی  طراحی  شده  است،  اما این پیام ها اساساً برای بازیابی و احیایِ مقدسات است. آنها برای التیام  و تسکینِ سردرگمی  و جدایی بشر از مقدسات(ساختۀ خودش) فرستاده میشوند.

زیرا آنچه مقدس است نامقدس میشود، تقدس به بُت ها و خدایان دروغین، تشریفات مذهبی، اعتقادات، ظلم و ستم تبدیل میشود. اکنون مقدسات، با بدنامی، به مکانیسمی برای کنترل مردم و به بردگی کشیدن و مهار انسانها، مطالبه گری و مجموعه ای از قوانینِ غیر قابل انعطاف مبدل شده است.

تقدس گم شده است. مردم، ستمدیده و محروم شده اند. آنها بر سر آنچه فکر میکنند مقدس است با یکدیگر در جنگند. آنها بر سر اینکه کدام یک از پیامبران خداوند را باید ستود با هم میجنگند. آنها بر سر تاریخِ ادیانشان با یکدیگر میجنگند. آنها بر سر منابع دنیا با هم میجنگند. آنها اتفاقِ نظری با یکدیگر بر سر تفکرات و ایده هایشان ندارند، و این آلام و درد و رنجِ  بشر همیشه ادامه دارد و عمیقتر میشود و مقدسات به عنوان یک الهام، یک راز و رمز و به عنوان جریانی نامرئی از خداوند و فرستادگانش از یاد رفته و به فراموشی سپرده میشود. 

بنابراین باید پیام جدیدی از جانبِ خداوند در فواصل زمانی بسیار زیاد، به بشریت فرستاده  شود و به دلیل نیاز بشر و نیاز روحِ موجود در هر شخص برای مطالبۀ تقدس، چیزی به نام آخرین پیامبر وجود ندارد. 

بدون این، شما حیوانات هوشمندی هستید، آنقدر هوشمند که به آینده و مرگ خود آگاه هستید، آنقدر هوشمند که درد و رنج را بیشتر از هر چیز دیگری در طبیعت احساس میکنید. اما مقدسات همراهِ شما زندگی میکند. بدون آن زندگی بی ثمر است، بیابانی بی آب و علف است، بدون کامیابی، بدون حسی ماندگار و جاویدان، بدون صلح و آرامش و بی سرانجام و بی نتیجه.  زمین و جهان، سرد و نابخشودنی هستند. بدون تقدس، قسمتِ عمیق تری از وجود شما که منتظر کشف شدن است برای همیشه ناتمام و ناکام میماند. 

هیچ چیزی را مقدس نشمارید. هیچ مکانی، هیچ شخصی، هیچ کتابی، هیچ معبدی، هیچ کلیسایی و هیچ مسجدی را مقدس نشمارید. با احترام  و عزت به آنها نزدیک شوید اما آنها را مقدس نشمارید چراکه آنچه حقیقتاً مقدس است بسیار والاتر از این چیزهاست. (تقدس حقیقی)چیزیست که شما را در حالی که در دنیا هستید به ورای دنیا میبرد بنابراین شما میتوانید در دنیا باشید اما شیفتۀ دنیا نباشید. 

این چیزی است که قدرت و ارتباط با خداوند را به شما میدهد. البته این چیزی رمزآلود است چرا که قبل از وجود دنیا وجود داشته است. و چیزی است که بعد از دنیا هم وجود خواهد داشت. به این دلیل است که نمیتوانید آن را ببینید، بشنوید یا آن را به طور ملموسی در دستان خود داشته باشید.

برای تجربۀ چنین چیزی شما باید سکوت و خاموش بودن را بیاموزید و باید گامهای بصیرت و دانش را طی کنید، خداوند ذهن عمیقتری در درون شما نهاده است ـ جایی که جنبش وحرکات خداوند میتواند تجربه شود، جایی که حکمت خداوند میتواند تجربه شود، جایی که ارادۀ و حضور خداوند در زندگی شما میتواند تجربه شود.

برای داشتن چنین تجربه ای لازم نیست دیندار باشید. برای داشتن این تجربه مجبور نیستید به یک دین معتقد باشید. در اینجا دین میتواند مفید باشد در صورتی که به عنوان مسیری به سوی مقدسات فهمیده شده و درک شده باشد. اما اگر دین فقط به عنوان نوعی آسودگی و فراغت بال باشد، یا چیزی که شما باید مطیع و فرمانبردارِ کور آن باشید، یا اگر به عنوان یک عُرف اجتماعی یا التزامِ سیاسی باشد، آنگاه است که دین ارزش واقعی خودش را برای شما از دست داده است.

اما برای آنهایی که دیندار نیستند، کسانی که اعتقادات دینی یا ایمان مذهبی ندارند، کسانی که از یک نسخه یا مسیر تعریف شده و مشخص پیروی نمیکنند، تقدس برای آنها نیز به خوبی در دسترس است. اگر آنها بتوانند تقدس را تجربه کنند و جنبش و حرکت آن را در زندگی خود احساس کنند، آنگاه است که تقدس، آنها را از نارضایتی ها، خصومت ها، غم و اندوه، آشفتگی ها و اضطراب ها، ترس از زندگی، ترس از خودشان، ترس از دیگران و ترس از خداوند، رهایی میبخشد.

چه چیز دیگری از این عظیمتر، ممکن بود خداوند به شما بدهد ـ چه چیزی عظیمتر از این تسکین و آسودگی و از این تصدیق و تأیید، که شما از ماورای این دنیا فرستاده شده اید  تا چیزی بسیار خاص و در عین حال ساده به این دنیا ارائه کنید؟

پیروی از چنین چیزی به معنای حرکت کردن با تقدس است. به این ترتیب است که حرکت و جنبش را در  زندگی خود احساس میکنید. چه دیندار باشید و چه نباشید، شما در حال تجربۀ تقدس هستید.   

برای  ثروتمندان  تجربۀ  تقدس  سخت تر  است  چراکه  آنها  چیزهای  بسیارِ دیگری  را  مقدس  به شمار می آورند. تجربۀ تقدس  برای  مردم  فقیر (به طور معمول)سخت است زیرا آنها گرسنه هستند. آنها نیازمند هستند. آنها آنچه برای حفظ و حمایت از خودشان نیاز دارند، در اختیار ندارند و همچنین به سِحر و جادو و معجزه باور دارند زیرا آنها به معجزه نیاز دارند تا به امید آن بتوانند زنده بمانند و ادامه بدهند. آنها به چیزی غیرقابل رؤیت نیاز دارند که کمکشان کند و به این  دلیل برای فقرا تجربۀ مقدسات میتواند راحت تر شود.

اما اینجا دوباره تقدس چیزی دائمی و ورای نیازهای روزمره، ورایِ ثروت، شوکت و زرق و برق دنیا و فراتر از رنج و سختیِ فقر و گرسنگی است.

اگر بشریت میتوانست این را درک کند، چنین درکی به جنگ پایان میداد. توانایی همکاری و اتحاد ایجاد میکرد. مجموعه ای از ارزشهای مشترک و اصیل تر ایجاد میکرد. این به این معناست که دین و مذهب به عنوان دست آویز و بهانه ای برای جنگ، یا ابزاری برای دولتها، یا به عنوان چیزی برای طبقه بندی و جدا کردن بشریت که او را در تضاد با خودش قرار میدهد، استفاده نمیشد. هیچ جدالی بر سرِ اینکه کدام کتاب مقدس است، کدام پیامبر مقدس است، کدام پیامبر بزرگتر از بقیۀ پیامبران است، وجود نداشت. سرانجام این شما هستید که تقدس را تجربه میکنید و یا نمیکنید.

خداوند شما را از طریقِ مقدسات تغذیه میکند و می پروراند. اگر شما بدین ترتیب تغذیه نشده اید، پس گرسنه هستید. روح شما گرسنه است. حتی اگر شما در شکوه و عظمت زندگی میکنید و اگر همه چیز دارید و برای سفر کردن آزاد هستید، روح شما همواره و تا ابد گرسنه است و به همین دلیل، شما تا این حد ناراضی و ناخشنود هستید. 

خداوند در سطوح مختلفی شما را تغذیه میکند، در سطوح مختلفِ روح، چراکه اینجا جایی است که زندگی شما واقعی، معنادار، هدفمند و جهتـدار است زیرا شما همراه  با آنچه مقدس است در حرکت هستید و مقدسات را به هیچ چیز دیگری نسبت نمیدهید.

دارایی شما ممکن است مفید باشد یا نباشد، ممکن است به شما کمک کند یا نکند. ارزش آنها در خدمتی است که ارائه میدهند. ممکن است شما به چیزهای زیادی برای پیشبرد اهداف خود در این دنیا نیاز داشته باشید و شاید به چیزهای کمی نیاز داشته باشید یا حتی به هیچ چیز نیاز نداشته باشید. اکنون در اینجا ارزشِ چیزها وابسته به یک هدف عظیمتر و خدمتی است که به مقدسات میکنند، بدون اینکه خودشان تبدیل به چیزهای مقدسی بشوند.

حتی بدن شما مقدس شمرده نمیشود. اما بدن شما میتواند به مقدسات خدمت کند. فقط خداوند واقعاً میداند که این چگونه بطور کامل عملی خواهد شد. برای اینکه شما از چگونگی انجام آن آگاه شوید باید هوشمندی عمیقتری را که خداوند در درون شما به ودیعه گذارده است دنبال کنید که در آن،  جنبش و حرکتِ مقدسات میتواند تجربه شده و به ظهور برسد.

هر هنرمندِ واقعی این را میداند. هر کسی که حقیقتاً خلاق باشد این را میداند. آنها میدانند که وسیله ای برای بیان و ظهورِ چیزی  والاتر و چیزی رمزآلود هستند. فقط اینطور نیست که آنها کارهای شگفت انگیز و منحصر به فرد انجام بدهند. چیزی در درون آنها جریان دارد که منبع خلاقیت، هنر و موسیقی آنهاست ـــ منبع الهام آنهاست.

بزرگترین هدیه، به اشتراک گذاشتن چیزی است که شما برای خدمت کردن به مقدسات(عملاً) انجام میدهید، بدون اینکه اقدامات خودتان را مقدس جلوه دهید، بدون اینکه مکانها و یا کتابهایتان را مقدس بنامید. زیرا آنچه مقدس است همیشگی و جاودانیست و این جاودانگی است که آن را مقدس میکند.

آتش بصیرت و دانش که در درون شما شعله ور است،  میتواند تعهد، شهامت و ارادۀ راسخی برای ایجاد یک مساعدت واقعی در دنیا به وجود آورد. این همانند یک آتشِ مقدس است. شما نمیتوانید آن را خاموش کنید. شما فقط میتوانید چشم از آن بردارید و آن را گم کنید.  خداوند چنین موهبتی را در اینجا برایتان گذاشته است. 

در غیر این صورت شما فقط در جهان گمراه و سرگردان میشوید، ازین سو به آن سو کشیده میشوید، به وسیلۀ اَغراض نفسانی تان، گرفتاری هایتان، مشکلاتتان برای بقا، درخواست ها و نیازهایِ دیگران، غرق میشوید، غرقِ حرکتِ غم انگیز و عظیمِ بشریت به سوی تمدن و مدنیت(مدرن) میشوید، از همه چیز دور میشوید. شما در دنیا گم میشوید.

بنابراین خداوند بصیرت و دانش و آتش بصیرت و دانش را در درون شما نهاده است. پس حتی اگر شما گم شوید هنوز در اتصال هستید، حتی اگر گیج و سردرگم شوید، حتی اگر زندگی شما سیاه و لکه دار باشد، شما همچنان به تقدس متصل هستید.

در اینجا شما از معابدتان، کلیساهایتان، مساجدتان، مکانهای مقدستان، زیبایی طبیعت، خاطراتتان برای خدمت به مقدسات استفاده میکنید. پس در این حالت آنها معنادار و با ارزش میشوند. آن چیزها مقدس نیستند، اما در خدمتِ مقدسات(حقیقی) هستند و این، ارزش آنهاست. شما از میان آنها همچو نسیم میگذرید و عبور میکنید. آن چیزها صرفاً در حال انجام خدمتی بزرگ هستند و اهمیت و ارزشی بزرگ دارند چراکه آنها در خدمتِ مقدسات هستند، همانطور که شما نیز به مقدسات خدمت میکنید.

در این صورت استبداد دینی و درگیری مذهبی وجود ندارد و دین راهی به سوی مقدسات است نه خودِ مقدسات. در اینجا هر مسیری به سوی تقدس ارزشمند است اگر به درستی به کار گرفته شود. در اینجا هیچ سرزنش و محکومیتی وجود ندارد.

اینجاست که ایده های شما در مورد بهشت و جهنم از بین میرود چرا که بهشت بدون بصیرت و دانش چه معنایی خواهد داشت؟ و جهنم، چیزی نیست مگر زندگی بدون بصیرت و دانش که این قبلاً توسط شما تجربه شده است. اینجا جهنم بدتری هم وجود دارد. درجات بیشتری از درد و رنج و انفصال و عدم همکاری. اما تقدس باقی میماند و شما را برای بازگشت به خود فرامیخواند.

در اینجا شما از گذشته رها شده اید. شما از اعتقادات گذشته رها شده اید. شما از خشونت و پرخاشگری خود رها شده اید. شما از تنفر و نابخشودگی ها  رها شده اید. همۀ اینها به خاطر تقدس امکان پذیر میشود.

پس به آنچه جاودانی و حقیقی است، بازگردید. شما نمیتوانید آن را بشناسید، نمیتوانید به آن،  مکان یا تاریخ و یا اسم خاصی اختصاص بدهید. با انجام چنین خطاهایی، تقدس را گم خواهید کرد و از دیدِ شما خارج خواهد شد. 

خداوند بصیرت و دانش را در درون شما  نهاده است بنابراین تقدس میتواند در زندگی شما به جریان درآید و شما ممکن است به تجربۀ آن دست یابید حتی در همین شرایط ِ فعلیتان. این بزرگترین هدیه و منشاءِ رستگاریست چراکه تقدس به شما یک زندگی جدید میبخشد. این یک زندگی است، یک زندگی(حقیقی) که خداوند خلق کرده است.