وحی اصلی لفضی را به زبان انگلیسی بشنوید

برای دانلود روی اینجا کلیک کنید: دانلود

آن‌طور که به رسول خدا
مارشال واین سامرز
در 27 مه سال 2011 میلادی
در بُلدر کلرادو وحی شد

درباره این فایل صوتی

آنچه در این نوار صوتی می شنوید صدای شورای ملکی است که از طریق رسول مارشال وییان سامرز سخن می گوید

در اینجا، ارتباط اصلی خداوند که فراتر از کلمات وجود دارد، توسط شورای ملکی که بر جهان نظارت دارد به زبان و فهم بشر ترجمه می شود. سپس شورا پیام خداوند را از طریق رسول به دنیا می رساند

در این روند شگفت انگیز، صدای وحی بار دیگر سخن می گوید. کلام و صدا در جهان هستند. برای اولین بار در تاریخ، صدای اصلی ضبط شده ی وحی لفضی برای شما و جهان فراهم شده تا آن را تجربه کنید

باشد که پذیرنده ی این هدیه ی وحی شوید و باشد که پذیرنده ی پیام منحصر به فرد آن برای شما و برای زندگیی شما، شوید

خواننده توجه کند
این ترجمه توسط یک دانش آموز داوطلب پیام جدید از متن اصلی انگلیسی برای انجمن پیام جدید انخام شد. ما شکل آغازین این ترجمه را برای دنیا فراهم کرده ایم تا مردم بتوانند بخشی از پیام جدید را به زبان خودشان تجربه کنند

وحی جدید خداوند در ها را به روی کیهانی هوشمند می گشاید و چشم انداز، بصیرت، و فهمی را فراهم می آورد که تا کنون در دسترس نبوده است

خانواده ی انسان نه متوجه آسیب‌ پذیری خود در برابر این جامعه‌ ی بزرگ است و نه از رابطه ی خود با آن آگاهی دارد

این مدت مدید زندگی در انزوا باعث شده کل انگاشت شما از خودتان، و از خلقت و امر قدسی تا حد زیادی به همین یک دنیا وابسته شود. و با این حال، چه بسیار افراد در دنیای امروز که ریشه در جامعه ی بزرگ دارند، چون پیش از آمدن به این دنیا و به این زندگی بخش اعظم تجربه های شان آنجا رخ داده است

شما به قبیله ای جداافتاده می مانید که دنیای خارجی هرگز آن را کشف نکرده است، قدرت های بزرگتری را که اطراف تان هستند نمی شناسید و برای روزی که دنیای خارج وجود شما را کشف می کند، یکسره ناآماده هستید

البته بشر به امر انتشار در فضای کیهانی سرگرم بوده است و این کا را هم البته کاملا ابلهانه انجام داده است، از این رو حضور شما به خوبی برای همسایگان تان و دسته های دیگری که دنیا را با علاقه ی وافر به نظاره نشسته اند، شناخته شده است

عده ای از آنها مدتی بسیار طولانی است که شما را مطالعه کرده اند. به رغم اینکه ممکن است سرشت عمیقتر شما برای آنها فهم پذیر نباشد، رفتار برونی تان را به سهولت می توان فهمید و پیش بینی کرد

شما در آستانه ی واقعیتی به کلی متفاوت ایستاده اید، یعنی کیهانی غیر بشری ــ کیهانی که در آن ارزش ها و آمال بشر را همگان ندارند، کیهانی که در آن وجود شما و اعتبار شما برای دیگران یا اهمیت ناچیزی دارد یا اصلا مهم نیست، مگر برای آن نژاد هایی که درصدد هستند از آزادی بشر در دنیا پشتیبانی کنند یا آنهایی که در پی سلب این آزادی هستند

جامعه ی بزرگ نحوه‌‌ ی نگرش شما را نسبت به خودتان عوض خواهد کرد، هم چگونگی مراوده ی ملت های اینجا با یکدیگر و هم کل اولویت بشر را عوض خواهد کرد. اگر بتوانید به درستی آن را بفهمید، تاثیر آن می تواند بسیار سودمند باشد

چون دستِ آخر این جامعه‌ ی بزرگ خواهد بود که ملت‌ هایتان را قانع خواهد کرد که برای حفظ دنیا و محافظت از خانواده ی انسان همکاری کنند و یکی شوند

جامعه ی بزرگ است که به شما نشان خواهد داد که نمی‌ تمانید به کشمکش های بی پایان خود در زمین ادامه دهید، که منابع شما در اینجا ارزشمند هستند و هم اینکه خودبسندگی شما از همه چیز مهمتر است

با علم به این موضوع، دیگر دنیا را با سرعت هولناکی که اکنون مشغول ویران کردنش هستید به هدم و هدر نخواهید داد. جاهلانه تصور نخواهید کرد که وقتی ثروت این دنیا را به اتمام رساندید کیهان را دارید. متوجه خواهید شد که این دنیا همه ی داشته های شما است

این دنیا و این منظومه‌ ی شمسی تمام داشته‌ های شما است. پس از آن وارد قلمرو هایی می شوید که تحت تملک و اختیار دیگران قرار دارند و نمی توانید این قلمرو ها را از آنان بگیرید

شما از قواعد درگیری در کیهان یا مناسبات میان ملت ها یا اینکه در این جامعه ی بزرگ حیات چه چیزی مجاز است و چه چیز نیست اطلاع ندارید. به کودکی می مانید که وارد پایتختی بزرگ شده است ــ معصوم، متوقع، و بی اطلاع

انسان ها از بازدیدکنندگانِ اینجا چیز های زیادی را طلب می کنند. توقع چیز های زیادی را دارند. انسان ها گمان می کنند که در کیهان بسیار مهم هستند و دیگران بالطبع اینجا خواهند آمد و به شما کمک خواهند کرد و آنچه را نیاز دارید و طلب می کنید به شما خواهند داد. انسان ها تصور می کنند تماس نوعی ماجراجویی هیجان انگیز است، که رفتن به تعطیلات است از روزمرگیِ زندگی انسان. آنان می خواهند چنین فکر کنند که این تماس بسیار سودمند و مثبت خواهد بود چون آنان نه قدرت، نه شهامت، و نه آمادگی اش را دارند که جور دیگری فکر کنند

وحی خداوند پنجره ای را برای شما به این جامعه ی بزرگ باز خواهد کرد، پنجره ای که فقط خداوند می تواند آن را عرضه کند. زیرا در کیهان هیچ چیز نیست که خدا از آن آگاهی نداشته باشد

هیچ نژادی نمی تواند به قطع و یقین چنین ادعایی کند. هیچ نژادی حتی به همین یک کهکشان هم علم ندارد. هیچ نژادی به سرشت عمیقتر بشر علم ندارد. حتی آن اندکشمار نژاده هایی که در این منطقه از فضا آزاد و خود-مدار هستند، آری، حتی آنان نیز نمی توانند به تمامی بفهمند که سرشت بشری واقعا چه معنایی دارد

لیکن همه در کیهان به دنبال منابع هستند و ملل پیشرفته تر بدین امر وابستگی شدیدتری دارند. شما به جایی نخواهید رسید که این نیاز دیگر نباشد چون هر چه در فناوری پیشرفت کنید، این نیاز هم در پاسخ بدان شدیدتر می شود

بشر نمی داند که بر آستانه ای بزرگ ایستاده است، نقطه ی عطفی بزرگ، نقطه ی عطفی که آینده ای متفاوت با گذشته را موجب خواهد شد. شما که در دنیایی رو به انحطاط، دنیایی با منابع رو به زوال و فرصت های رو به کاهش زندگی می کنید، متوجه آسیب پذیری عظیم خود در برابر فضا نمی شوید

مرز های شما بدون محافظ مانده است. مردمان تان بی اطلاع هستند و حکومت هایتان غرق در مسایل داخلی و مشکلاتی که با یکدیگر دارند

این دنیا جای بسیار زیبایی است، اینقدر غنی از نظر زیست شناختی، با این همه منابع سخت یاب در کیهانی با دنیا هایی بایر

وحی خداوند باید چشم شما را در برابر واقعیت ها، دشواری ها، و فرصت های ورود به جامعه ی بزرگ حیات باز کند. هیچکدام از وحی های پیشینِ خداوند لازم نبود که این کار را کنند، چون نیازش مطرح نبود. بشر اینقدر پیشرفت نکرده بود

اما اکنون شما در تمدنی جهانی زندگی می کنید ــ تمدنی که منکسر، متعارض، ویرانگر، یاغی، و غیرمسئول است. لیکن به هر حال، این یک جامعه ی جهانی است. ارتباطات جهانی دارید. تجارت جهانی دارید و، نزد بسیاری از مردمان، یک آگاهی جهانی رو به رشد دارید. در این نقطه است که تلاش به منظور مداخله صورت خواهد گرفت. در این نقطه است که بشریت به جایزه ای بدل می شود که باید آن را تصاحب کرد

چراکه آنهایی که به اینجا خواهند آمد و همین حالا هم اینجا هستند نمی توانند در دنیایی با زیست شناخت پیچیده که شما ساکن آن هستید و با آن وفق پیدا کرده اید، زندگی کنند. آنها نیازمند یاری بشر هستند. نیازمند وفاداری بشر هستند. برای اینکه در اینجا به حاکمیت و حکومت برسند به مشارکت بشر نیاز دارند. از توقعات، تمنیات، تخیلات، و نارضایتی های شما سوءاستفاده خواهند کرد تا این موقعیت را برای خود تحکیم کنند

به تاریخ مداخله در دنیای تان نظری بیاندازید. ببینید که مردمان بومی چه آسان در برابر حضورِ دخالت خارجی سر تسلیم فرود آورده اند. تقدیر شما نباید این باشد

اگر در این عرصه ی وسیعتر حیات اندیشیدن را آغاز کنید، رفته رفته چیز هایی را خواهید دید که پیش از این نمی دیدید، خواهید دید که وحدت و همکاری بشر صرفا هدفی مطلوب برای آینده یا گزینه ای مرجح نیست، بلکه برای تامین آزادی و آینده ی خانواده ی بشری یک ضرورت است

مداخله گران در پی نابود کردن شما نیستند، بلکه به دنبال آن هستند تا از شما استفاده کنند، از شما برای مقاصد خود استفاده کنند. این واقعیتی است که شما را از آن گریزی نیست، و فریبی که بر خانواده ی انسان افکنده خواهد شد و آرامشی که این فریب بر خانواده ی انسان خواهد انداخت تا تسلیم شود و رضایت دهد، بسیار نیرومند و اغواکننده است

انسان ها که ایمان خود را به رهبری و نهاد های بشری از دست داده اند، با ایمانی پرشور به اینکه نیرویی خیرخواه اینجا خواهد آمد تا بشر را به حالت سابق برگرداند و او را از دست خودش نجات دهد، از قدرت هایی در کیهان انتظار خواهند داشت آنان را هدایت کند. مداخله از همین توقع و همین تمنا، هرچند که شاید ناخودآگاه باشد، برای رسیدن به مقاصد خود بهره خواهد برد

آزادی شما به هر میزان که در دنیا تثبیت شده باشد چیز ارزشمندی است. این آزادی به بهای سعی عظیم و قربانی دادن های بشر به دست آمده است. باید آن را با هوشیاری فراوان پاس داشت

از این نظر، دغدغه ی شما فقط نسبت به یکدیگر است. اما اکنون دغدغه های بزرگتری دارید و با این دغدغه ها، نیازی بزرگتر به اینکه درباره ی حیات در کیهان آموخته شوید و برای معنای این درگیری دشوار و خطرناک آماده شوید

آنهایی که متحد بشر هستند، نژاد های آزاد، در اینجا مداخله نخواهند کرد زیرا مداخله برای آنان به معنای یک تخطی است. آنان می دانند که حتی اگر بتوانند اعتماد و اطمینان شما را جلب کنند، مجبور خواهند بود حضوری کنترل کننده در اینجا داشته باشند تا بتوانند شما را به جامعه ی بزرگ هدایت کنند. این کار از آنان ساخته نیست. آنان می دانند که بشر حتی اگر بخواهد به نقطه ی شناخت و مسئولیت درباره ی آینده خود و سرنوشتش در اینجا برسد، باید بر خود رنج و تلاش را هموار کند

آنان فقط می توانند توصیه کنند. گزارش های خود را خواهند فرستاد، گزارش هایی از متحدین بشر. این کار را آنان در مقام بخشی از وحی جدید خداوند انجام داده اند، زیرا آفریدگار می داند که شما باید درک کنید که در کیهان بالکل تنها نیستید و اینکه آزادی و خودمختاری وجود دارد و دیگران بدان دست یافته اند. اما این دستاوردی آسان نیست و ملزوماتی اولیه دارد

این چیزها مردمان را بهت زده می کند، نه به این‌ سبب که غیر واقعی هستند یا حتی مهیج به نظر می رسند، بلکه به این دلیل که مردم تا کنون به این امر فکر نکرده بودند و حتی به واقع هم نمی خواهند بدان فکر کنند، بسیار بزرگ و پیچیده و چالش برانگیز است

اما این دنیای شما است. به این دلیل به اینجا آمده اید. نیامده اید که در سیاره ای زیبا بیارامید، بلکه آمده اید تا آن را حفظ کنید و خانواده ی انسان را از زوال و بندگی محافظت کنید

نزاع بشر شما را تباه می کند. شمایی که نسبت به آنچه در مرز هایتن می گذرد جاهل و نادان و بی اطلاع هستید، نزاع بشر شما را تباه می کند

زمان آن رسیده که بشر بالغ شود، رشد کند، و بفهمد که شما در جامعه ی بزرگ حیات زیست می کنید ــ جامعه ای بزرگ که نمی توانید کنترلش کنید، جامعه ای بزرگ که فراتر از تلاش ها، فناوری، و حتی درک شما است

به همین دلیل است که خالق تمام هستی وحی درباره ی جامعه ی بزرگ را به جهان می آورد. اکنون زمانش رسیده است ــ حال که بشر بر پرتگاه دنیایی رو به زوال ایستاده است، دنیایی با منابع رو به زوال و آشفتگی ها و بی ثباتی های اقتصادی و سیاسی روزافزون؛ حال که ادیان دنیا در نزاع و رقابت مستمر بر سر پذیرفته شدن نزد انسان ها و به دست آوردن رهبری شان نقش حامیان را عهده دار شده‌اند؛ حال که ملت های فقیرتر منابع شان رو به اتمام است و ملت های ثروتمند به بدهکاری عظیم دچار می شوند

اکنون مناسبترین زمان برای مداخله است. اکنون زمان ضروری برای یک آگاهی بزرگتر بشری است تا سر بر آورد و همراه با آن مسئولیتی بزرگتر نسبت به دنیا به وجود آید ــ مسئولیت نه فقط نسبت به ملت خود یا گروه خود یا پیوند دینی خود، بلکه نسبت به کل ابناء بشر. چون اگر ملت ها ناکام شوند، ای بسا کل دنیا ناکام شود. اگر مداخله در گوشه ای از دنیا کامروا شود، آینده ی همگان را در اینجا به خطر می افکند

مردم مالامال از نارضایتی هستند. مالامال از نیاز هستند. در برخی موارد، مالامال از نیازهایی هستند از سر استیصال ــ نیازهایی ناشی از فقر و ستم. رهبران دنیا یا کور هستند یا نمی توانند آنچه را بدیشان گفته شده یا آنچه را می بینند و می دانند، منتقل کنند. از این رو، مردمان کشور ها از بزرگترین واقعه ی تاریخ بشر، از چالش بر سر راه آزادی و خودفرمانی بشر و بزرگترین فرصت برای وحدت و همکاری بشر بی اطلاع مانده اند

زیرا شما به منزله‌ ی مجموعه‌ ای از قبایل و ملل در حال ستیز و متعارض قادر نخواهید بود با جامعه‌ ی بزرگ حیات درگیر شوید. در این جامعه دارای نیرو و تاثیر نخواهید بود، و آسیب ‌پذیری شما برای دیگران بسیار آشکار خواهد بود

بشر دارد ثروت دنیا را منهدم می کند و همین نیز مداخله را برانگیخته است

چیزهای زیادی هست که باید بیاموزید. چیزی نیست که بتوان در چند عبارت آن را منتقل کرد، بلکه باید در قالب مجموعه ای عظیم از آموزه ها، که بخشی از وحی خداوند است، منتقل شود

در این نقطه، یک مسیحی باید مسیحی ای شود با علم به جامعه ی بزرگ. یک مسلمان باید مسلمانی شود با علم به جامعه ی بزرگ. یک بودایی و یک یهودی چشم‌‌اندازی وسیعتر را از زندگی به دست می آورند،

چشم‌اندازی که آموزه های مذهبی شان باید با آن مناسبت پیدا کند. اگر ادیان دنیا می خواهند تعلیم و تربیت دهند و روشنگری کنند، باید این ظرفیت و آگاهی برتر را داشته باشند

شما نمی توانید در برابر جامعه ی‌ بزرگ یا امواج عظیم تغییر که تا همین حالا هم در دنیا به وقوع پیوسته اند به تفنن وقت گذرانی کنید. وقت آن است که بزرگ شوید

بشر قدرت های عظیمی دارد. پیوند شما با دانش عمیقتری که درون هر فرد وجود دارد قطع نشده است. به جامعه ای خشک و متصلب و عرفی و تکنولوژیک که این قدر در کیهان متداول است، تبدیل نشده اید. آزادی و حساسیت های بزرگتر خود را از دست نداده اید، هر چند هر روز که می کذرد این آزادی و حساسیت ها در معرض خطر قرار می گیرند

نیازهای زندگی در همه جا بنیادین هستند. فناوری های پیشرفته‌ شما را یکسره از این نیاز ها خلاص نمی کند و عملا ممکن است آنها را به شدت وخیمتر کند. آیا گمان می کنید که جوامع بزرگ تکنولوژیک در کیهان سخت به دنبال منابع نیستند، منابعی که خودشان نمی توانند خلق کنند و باید برای آن از دوردست ها به مبادله و مذاکره بپردازند؟ آنها حق تعیین سرنوشت خود را از دست داده اند. اکنون تحت کنترل همان شبکه های مبادلاتی ای هستند که بدان ها وابسته شده اند

برای آزاد بودن در کیهان باید خودبسنده، متحد و بسیار محتاط باشید. این ها ملزوماتی هستند که هر کشور، هر دنیا، و هر نژاد باید در جامعه ی بزرگ حیات ایجادشان کند

در این نقطه شاهد این خطر و وسوسه خواهید بود که بشر از جایی خارج از دنیا منابع و فناوری بگیرد. چقدر جذاب خواهد بود و چقدر وسوسه انگیز

به مجرد اینکه خودبسندگیِ خود را از دست دادید هر چیزی که برایش ارزش قائلید از دست می رود. زیرا نخواهید توانست برای کسب چیز هایی که اکنون بدان وابسته شده اید شرایط درگیری را تعیین کنید. ملت های دیگر نحوه ی رفتار و مشارکت شما را تعیین خواهند کرد. این حقیقت زندگی است

شما نمی توانید کیهان بومی خود را با کشورگشایی بگیرید زیرا همه به مخالفت با شما برخواهند خاست. این تصویر بسیار متفاوت است با فیلم‌ ها و آثار علمی-تخیلی شما و با امید ها و توقعاتِ به زبان نیامده ی شما

این امر تصویر بسیار متفاوتی بر اهمیتِ وحدت و همکاری بشر، اینجا در روزی زمین، قرار می دهد، تصویر بسیار متفاوتی قرار می دهد بر اهمیت به دست آوردن و ساختن آزادی بشر و قدرت و حضور دانشی که خداوند درون هر فرد به ودیعه گذاشته است

در اینجا مراد از آزادی لجام گسیختگی و پاسخگو نبودن در برابر دیگران نیست. آزادی به عنصر ضروری مشارکت شما در حیات تبدیل می شود. در اینجا موهبت های بزرگ شما فراخوانده می شوند، زیرا متوجه می شوید به اینجا آمدید تا به نیازهای بزرگِ در معرضِ خطر بشر خدمت کنید. در این حال، هر چیز درونِ شما که حقیقی و اصیل است فعال و فراخوانده می شود.

 در این حال، کشور ها از نزاع های بی پایان خود دست خواهند کشید و سعی خواهند کرد برای خود و همسایگان شان ایجاد ثبات کنند تا سعادت آینده ی خود را تامین کرده باشند و از خود در برابر مداخله ی خارجی محافظت کنند

دنیا به قهر گرفته نخواهد شد زیرا این امر در این بخش از کیهان مجاز نیست. از طریق وسوسه و اقناع گرفته خواهد شد، از طریق سرمایه گذاری بر ضعف و نزاع بشر، و خرافات و نیاز های برآورده نشده اش

زور در این بخش از کیهان به ندرت به کار گرفته می شود. روش های بهتر و زیرکانهتری به کار برده می شوند تا از منابع دنیا محافظت شود و از طریق اقناع، فریب، و مخفی کاری سلطه پیدا کنند. از این نظر بشر همچنان نژادی بی دست و پا و خشن است، اما حتی این هم اینجا بر روی زمین در حال تغییر است

ما این چشم‌انداز ها را به شما می دهیم زیرا این کار جلوه گرِ عشق آفریدگار است. این موضوع اگر چه ممکن است در بادی امر مقهور کننده و هول انگیز باشد، اما واقعیتی است که باید از آن آگاه شوید و خود را با آن وفق دهید. نباید فقط به خود یا جامعه یا کشور تان فکر کنید بلکه باید به کل دنیا بیاندیشید زیرا این امر است که تقدیر و سرنوشت شما و سعادت فرزندان تان و فرزندان دنیا را مشخص خواهد کرد. تحولی بزرگ است در آگاهی، تحولی بزرگ که همین حالا ضروری است

البته انسان ها در برابر آن مقاومت خواهند کرد. در ادیان خود سنگر خواهند گرفت. در ایدئولوژی های سیاسی خود سنگر خواهند گرفت. در خردگرایی بشری سنگر خواهند گرفت

اما حیات در کیهان وابسته ی این چیزها نیست. حیات در حال روی دادن است، چه شما از آن آگاه باشید چه نباشید، چه مهیای آن باشید چه نباشید. موضوع چشم انداز نیست. موضوع گرایش ایدئولوژیکی نیست. موضوع حقیقتا بر سر توجه کردن است، مشاهده گر بودن و با خود عینیت گرا و صادق بودن

چالشی بزرگ اما ضروری است، و چالشی رهایی بخش خواهد بود اگر با صداقت و جدیت با آن برخورد شود. شما چشم دارید که ببینید و گوش که بشنوید، اما نگاه نمی کنید و گوش نمی دهید.

به نظر می رسد که همه ی اطرافیان شما به وسواس یا دلمشغولی یا ستم دچار اند. چه کسی با آنان سخن خواهد گفت؟ چه کسی آموزش شان خواهد داد؟ شاید سخنان ما را نشنوند. چه کسی با آنان سخن خواهد گفت؟

فقط لازم است که به وحی اشاره کنید زیرا خودتان نمی توانید حیات در کیهان را توضیح دهید. خود شما نمی توانید امواج بزرگ تغییر را که به سمت دنیا می آیند توضیح دهید. خود شما نمی توانید توضیح دهید که معنویت بشر در سطح دانش چه معنایی دارد. خود شما نمی توانید داشتن حکمت و دانش نسبت به کیهان را توضیح دهید. خود شما نمی توانید سرنوشت بزرگ بشر را و اینکه برای به دست آوردنش چه باید کرد را توضیح دهید

برای این امر شما باید به وحی مراجعه کنید، زیرا وحی بزرگتر از چیزی است که هر فرد به تنهایی می تواند بفهمد. به وحی اشاره کنید، زیرا فقط وحی است که در دنیایی در حال ظهور، آمادگی برای آینده و سرنوشت بشر را در خود دارد

خداوند چیزی را به بشر می دهد که خود او نمی تواند به خودش بدهد. خداوند به بشری که بر آستانه ی فضا ایستاده است نسبت به خطر ها و فرصت ها انذار می دهد. خداوند به بشر نسبت به فرصت ها و ضروریات زندگی در دنیایی رو به زوال انذار می دهد. خداوند شفافیت طبیعت و مقصود از معنویتِ بشر را به جهان می آورد، طبیعت و مقصودی که در وحی های پیشین خداوند اینقدر گم و مغشوش شده بود

وحی گسترده است. از چیزهای بسیاری سخن می گوید. شما نمی توانید کل آن را تمام کنید، باید از آن استفاده کنید و به کارش بندید و واقعیت آن را با دیگران به اشتراک بگذارید. تنها آن زمان است که خواهید دید معنایش واقعا چیست و چرا لازم است و چرا نوید بزرگِ آینده و آزادی مردم این دنیا در این وحی است

زیرا موفقیت تضمین شده نیست. مردمان بسیاری در کیهان اقناع و منقاد شده اند. این امر چه بسیار روی داده است. این نتیجه ی ناگزیر برای مردمی است که نسبت به عرصه ی بزرگتر حیات هوشمند انذار نشده‌ و برای درگیر شدن با آن مهیا نگشته است

مواظب تخیلات و توقعات خود باشید. آنها را به پرسش بگیرید. آنها را در پرتو واقعیت های سرشت و تاریخ بشر مورد توجه قرار دهید

اگر با خود صادق باشید، باید به این نگرش برسید که نمی بدانید فراتر از مرز های این دنیا چه چیزی وجود دارد و اینکه توقعات امیدوارانه ممکن است به شدت کورکننده باشند. باید برای هر چیز و همه چیز آماده باشید، همانطور که باید آماده ی تمام چیز هایی باشید که در این دنیا در مناسبات بشری و از طریق فعالیت های خود حیات عملکرد دارد

برای آزاد بودن باید نیرومند باشید. ذهن تان باید واضح باشد. باید به وضوح ببینید. باید حقیقت را بشنوید. باید نسبت به زندگی و اوضاعِ خود عینیت گرا باشید. باید به دنیا نه به دیده ی نارضایتی و کناره گیری، بلکه به چشم دلسوزی، صبر، و عزم راسخ نگاه کنید. اگر می خواهید زمینه ی آینده ای جدید را در اینجا قالب بریزید، اگر می خواهید نقش کوچک اما مهم خود را در اینجا ایفا کنید، باید این رویکرد را در پیش بگیرید

این هدیه ی عشق و وحی را قبول کنید. هدیه ای است که با خود مسئولیتی بزرگ اما قدرت و نویدی بزرگ نیز به همراه دارد

شما هنوز آن زندگی ای را ندارید که برای آن ساخته شده اید زیرا زندگی شما با واقعیت بزرگی که درون شما و تمام اطرافیان شما زیست دارد، درگیر نشده است. برای بشر نقطه ی عطفی بزرگ است. برای شما نقطه ی عطفی بزرگ است

چشم مردم دنیا باید به جامعه ی بزرگ و شرایط دنیایی که در آن زندگی می کنید باز شود. شما باید از قدرت بزرگتر خود و خرد بزرگتری که خداوند در شما گذاشته تا شما را هدایت و آماده کند و از شما محافظت نماید، آگاهی پیدا کنید

خداوند دوباره سخن گفته است. سخن گفتنی از برای بزرگترین هدف به قصد برآورده ساختن بزرگترین نیاز ها