Steps to Knowledge, First 7 Steps – گام هایی به سوی دانش، هفت گام اول


گام‌هایی به سوی دانش کتاب دانستن درونی است. برنامه‌ی یک‌ساله‌ی آن که به 365 «گام» یا درس بخش شده، برای این طراحی شده تا دانش‌آموزان را قادر سازد یاد بگیرند که دانشِ از خود یا قدرت معنوی‌شان را تجربه کنند و آن را در دنیا به کار بندند. گام‌هایی به سوی دانش‌ حرکت به سوی تحقق این امر را به شیوه‌ای گام به گام آغاز می‌کند که طی آن ایده‌ها و تمرین‌های ضروری که چنین کاری را امکان‌پذیر می‌سازند، به دانش‌آموزان معرفی می‌شود. تمرین هرروزه باعث خلق بنیانی مستحکم از تجربه می‌شود و تفکر و دریافت و خودانگیزشِ لازم برای هم موفقیت دنیوی و هم پیشرفت معنوی را ایجاد می‌کند


Step 1: I am Without Knowledge Now | گام اول: من اکنون بدون دانش هستم

هر موقعیت حساس رشد باید نقطه‌ی شروعی داشته باشد. باید از جایی آغاز کنید که در آن هستید، نه از جایی که می‌خواهید باشید. این حرف به معنای آن نیست که بگوییم دانش با شما نیست. مثل این می‌ماند که بگوییم شما با دانش نیستید. دانش منتظر شماست که به جلو حرکت کنید. دانش منتظر است که خود را به شما دهد. بنابراین، شما رفته رفته آماده می‌شوید که پیوند با دانش را آغاز کنید، که آن جنبه از ذهنتان است که با خود از سرای کهن آورده‌اید

امروز سه بار و هر بار ده دقیقه به این فکر کنید که دانش چه است، نه اینکه در این کار فقط افکار خود را به کار بندید، نه اینکه فقط درک گذشته‌ی خود را به کار بندید، بلکه به این فکر کنید که دانش واقعا چه چیزی است

تمرین اول: سه زمان ده دقیقه‌ای


Step 2: Knowledge Is With Me, Where Am I? | گام دوم: دانش با من است. من کجا هستم؟

دانش با شما است، کاملا با شماست، اما در آن بخشی از ذهن شما است که هنوز به آن دسترسی پیدا نکرده‌اید. دانش نماینده‌ی خود  حقیقی شما، ذهن حقیقی شما و روابط حقیقی شما در کیهان است. این دانش همچنان حاوی رسالت بزرگ‌تر شما در دنیا است و استفاده‌ی احسن از سرشت شما، تمام توانایی و مهارت‌های فطری شما را، حتی محدودیت‌های شما را، میسر می‌کند – که تمامشان باید از برای  نیکی در دنیا داده شوند

دانش با شما است، اما شما کجا هستید؟ امروز به این فکر کنید که کجا هستید. اگر با دانش نیستید، کجایید؟ پس امروز سه بار، هر بار ده دقیقه، به این فکر کنید که کجا هستید، نه فقط از نظر فیزیکی یا جغرافیایی، بلکه از نظر آگاهی شما از خود در دنیا. خیلی خیلی به دقت فکر کنید. به ذهنتان اجازه ندهید که حواس شما را از این توجه منحرف کند. اکنون و در آغاز آمادگیتان، ضروری است که این پرسش‌ها را بسیار جدی مطرح کنید

تمرین دوم: سه زمان ده دقیقه‌ای


Step 3: What Do I Really Know? | گام سوم: من واقعا چه می‌دانم؟

امروز از خودتان بپرسید که واقعا چه می‌دانید و تمایز قایل شوید بین آن چه می‌دانید با آن چه فکر می‌کنید و آن چه بدان امید بسته‌اید و آن چه برای خود یا دنیایتان می‌خواهید و آن چه که از آن بیم دارید و آن چه که بدان معتقدید و آن چه برایتان عزیز است و آن چه که برایتان ارزشمند است. تا آن جا که در توان دارید بین این پرسش که «من واقعا چه می‌دانم؟» و چنین توجهاتی تمایز قایل شوید. باید مدام هر پاسخی را که در جواب این پرسش به خود می‌دهید به نقد بکشید تا ببینید که این پاسخ‌ها نمایانگر باورها یا تصورات شما یا باورها و تصورات دیگران یا حتی کل بشریت است یا خیر

امروز سه بار، هر بار ده دقیقه، این سوال را بپرسید و خیلی جدی به پاسخ خود و به معنای این سوال فکر کنید: «من واقعا چه می‌دانم؟»

تمرین سوم: سه زمان ده دقیقه‌ای


Step 4: I Want What I Think I Know | گام چهارم: من چیزی را می‌خواهم که فکر می‌کنم می‌دانم

شما چیزی را می‌خواهید که فکر می‌کنید آن را می‌دانید و این چیزی است که شالوده‌ی درک شما از خود و دنیا را تشکیل می‌دهد. اما اگر صادقانه بنگرید خواهید دید که درک شما در وهله‌ی اول اساسش بر پندارهای شماست، و این پندارها، اگر نگوییم همه‌ی آنها، بخش اعظم‌شان بر اساس تجربه‌های شما شکل نگرفته‌اند

امروز و در سه زمان کوتاه تمرینی خود که در آن تمام حواستان را معطوف به بررسی پندارهای خود می‌کنید، به چیزهایی فکر کنید که واقعا فکر می‌کنید آنها را می‌دانید، از جمله چیزهایی که تا کنون به فکرتان خطور نکرده آنها را مورد پرسش قرار دهید – چیزهایی که فکر می‌کنید می‌دانید. پس تمرین امروز گام‌های پیشین را ادامه می‌دهد به سمتی که شما رفته رفته تفاوت میان چیزی را که فکر می‌کنید می‌دانید و خود دانش واقعی را خواهید دید، و نیز رابطه‌ی میان تصوری را که از دانش دارید و پندارها و باورها و امیدهای خود نسبت به چیزها را مشاهده خواهید کرد

بنابراین، بسیار ضروری است که در هر جلسه‌ی تمرین به چیزهایی که فکر می‌کنید می‌دانید، فکر کنید. وقتی بفهمید که اساس آنها پیش از هر چیز دیگر بر پندارهای شماست، آنگاه است که متوجه خواهید شد چقدر بنیان شما در جهان سست است. این احتمال وجود دارد که فهم این موضوع باعث ناراحتی و تشویش خاطر شما شود، اما برای این که بنیان حقیقی خود را در جهان پیدا کنید این کار صددرصد ضروری است

تمرین چهارم: سه زمان 10 دقیقه‌ای


Step 5: I Believe What I Want to Believe | گام پنجم: من به چیزی معتقدم که می‌خواهم بدان اعتقاد داشته باشم

این گفته‌ نشان‌دهنده‌ی بزرگ‌ترین حماقت بشر و خطرناک‌ترین اشکال خودفریبی‌ است. اعتقادات پیش از هر چیز بر اساس تمنیات شکل می‌گیرند، و نه بر اساس آنچه رخ می‌دهد و آنچه اصالت دارد. در حقیقت، ممکن است که اعتقادات نماینده‌ی آرمان‌های بزرگ‌تر بشر باشند و از این نظر بازتابی از حقیقت را نیز در خود دارند، اما وقتی صحبت از امور روزمره و پرسش‌های عملی‌تر می‌شود، انسان‌ها اعتقادات خود را بر شالوده‌ی چیزهایی که بدان امید بسته‌اند استوار می‌سازند و نه بر چیزهایی که واقعا وجود دارند. شما باید این درک درست را داشته باشید که طریق رسیدن به هر گونه عزم راسخ و هر گونه بنیاد سازنده باید با واقعیت موجود آغاز گردد. اینکه امروز چه هستید و چه دارید باید نقطه‌ی آغاز شما باشد

پس، در سه زمان تمرینی امروز خود به این گفته فکر کنید. ببینید به چه اعتقاد دارید و سپس، ببینید که چه می‌خواهید. خواهید دید که حتی اعتقادات هراسناک و منفی شما با آرزوهای شما مرتبط است. تنها به کار بستن دقیق تمرین امروز این موضوع را برای شما آشکار خواهد کرد

تمرین پنجم: سه زمان ده دقیقه‌ای


Step 6: I Have a Real Foundation in the World | گام ششم: من بنیانی حقیقی در جهان دارم

ورای اعتقادات و پندارهایی که ترس و تردید شما را پنهان می‌کنند، برای شما بنیانی حقیقی در جهان وجود دارد. این بنیان ریشه در حیات شما در خارج از این دنیا دارد، زیرا آنجا جایی است که از آن آمده‌اید و به آن بازخواهید گشت. شما از جایی آمده‌اید که به آن بازخواهید گشت، آمدنی که با دست خالی هم نبوده است

امروز دو بار در جلسه‌های طولانی‌تر که 15 یا 20 دقیقه باشند، به این فکر کنید که بنیان حقیقی شما چه چیزی ممکن است باشد. به تمام نظرات خود در این مورد فکر کنید. این پرسش بسیار مهمی است. شما باید به نیاز بزرگ خود به این امر پی ببرید تا این پرسش را با جدیت و عمقی نافذ بپرسید

بدون بنیانی حقیقی، دستاوردها و پیشرفت‌های واقعی شما مایوس‌کننده می‌بودند. پس این موهبتی بزرگ است که شما دارای چنین بنیانی هستید، حتی اگر برای شما ناشناخته باشد

تمرین ششم: دو زمان 15 تا 20 دقیقه


Step 7: Review | گام هفتم: مــرور

در دو زمان تمرینی امروز، مروری داشته باشید بر تمام چیزهایی که تا کنون از نظر گذرانده‌ایم، از شروع گام اول تا گام روز پیش. آن گاه، به کلِ توالی گام‌ها در کنار هم فکر کنید. در این مرحله، بسیار مهم است که انتظار رسیدن به هیچ نتیجه‌ای را نداشته باشید، بلکه سوال بپرسید و حدود نیاز خود را به دانش واقعی کشف کنید. چنانچه تمرین امروز را با جدیت انجام دهید، کاملا مشخص خواهد بود که شما این نیاز بزرگ را در خود دارید. بدون پندارهایتان، شما آسیب‌پذیر خواهید بود اما در جایگاهی هم هستید که حقیقت و اطمینان را در زندگی دریافت کنید

امروز دو بار و هر بار سی دقیقه تمرین کنید که به این چیزها بیاندیشید

تمرین هفتم: 2 زمان 30 دقیقه‌ای


Step 8: Today I Will Be Still | گام هشتم: امروز در سکون خواهم بود

در دو تمرین مراقبه‌ای امروزتان، 15 دقیقه تمرین سکون کنید. ابتدا سه نفس عمیق بکشید و سپس بر یک نقطه‌ی درونی تمرکز کنید. این نقطه‌ می‌تواند نقطه‌ای خیالی باشد یا نقطه‌ای واقعی روی جسم‌تان. در حالی‌که چشمان‌تان بسته است، فقط تمام حواس خود را معطوف به این کار کنید، بدون این‌که در مورد این عمل داوری یا ارزیابی‌ای داشته باشید. چنان‌چه تلاش‌های اولیه برای‌تان دشوار بود دلسرد نشوید. آغاز هر چیز مهم در زندگی می‌تواند در بادی امر دشوار باشد، اما اگر استقامت به خرج دهید این هدف بزرگ را به دست خواهید آورد، زیرا در سکون تمام چیزها دانسته می‌شوند

تمرین هشتم: دو زمان 15 دقیقه‌ای


Step 9: In Stillness All Things Can Be Known | گام نهم: در سکون تمام چیزها دانسته می‌شوند

سکون ذهن می‌گذارد که ذهنی برتر مجال ظهور پیدا کند و حکمت خود را آشکار سازد. آنانی که به شوق دانشْ سکون را می‌پرورند، خود را آماده‌ی این می‌کنند که مکاشفهای بزرگتر و بینش راستین بُروز پیدا کند. بصیرت ممکن است در حین تمرین یا هر فعالیت معمولی دیگر بروز پیدا کند. در اینجا، جنبه‌ی مهم امر این است که آمادگی به وجود آمده است

امروز دو بار تمرین سکون دیروز را تکرار کنید، منتها بدون آن‌که انتظار نتیجه‌ای را داشته باشید. از این تمرین برای مطرح کردن پرسش‌های خود استفاده نکنید، چرا که شما تمرین سکون می‌کنید که در آن تمام حدسیات و تمام پرسش‌ها و تمام جستجوها پایان می‌گیرند. امروز دو بار، به مدت 15 دقیقه، یک بار دیگر تمرین سکون را انجام دهید

تمرین نهم: دو زمان 15 دقیقه‌ای


Why Am I Doing This Anyway? | اصلا من چرا این کار را می‌کنم؟

سوال بسیار خوبی است! اصلاً چرا شما این کار را می‌کنید؟ چرا چنین سوالاتی می‌پرسید؟ چرا به دنبال چیزهای بزرگتر هستید؟ چرا این تلاش را به خرج می‌دهید؟ از این سوالات گریزی نیست. ما انتظار شنیدن چنین سوالاتی را داریم. چرا شما این کار را می‌کنید؟ شما این کار را می‌کنید چون ضروری است. اگر می‌خواهید زندگی شما چیزی بیشتر از یک زندگی کاملاً سطحی و بی‌ثبات باشد، باید ژرف‌تر بکاوید و عاری از اطمینان خاطری باشید که اساسش تنها پندارهای سست و انتظارات دلخوش‌کننده است. موهبتی بزرگتر انتظار شما را می‌کشد، اما شما باید خود را از نظر روانی و احساسی و جسمی آماده کنید. شما بدون دانش از هدف خود اطلاعی ندارید. از منشأ و سرنوشت خود اطلاعی ندارید، و این حیات را سپری می‌کنید انگار که خوابی آشفته بوده است و نه بیش


Step 10: What Is Knowledge? | گام دهم: دانش چه است؟

بهتر است بگوییم که دانش آن چیزهایی نیست که اغلب بدان نسبت داده می‌شود. نظرات نیست. مجموعه‌ای از اطلاعات نیست. یک دستگاه اعتقادی نیست. یک فرایند خودسنجی نیست. دانش راز بزرگ زندگی شما است. بروز بیرونی آن عبارت است از فراست عمیق، بینش بزرگ، آگاهی غیرقابل توضیح، ادراک خردمندانه در حال و آینده و فهم خردمندانه نسبت به گذشته. اما برخلاف این دستاوردهای بزرگ، دانش عظیم‌تر از این‌ها است. خود واقعی شما است، خودی که جدای از حیات نیست

تمرین دهم: امروز این آموزه را سه بار بخوانید


Step 11: I Am Not Apart from Life | گام یازدهم: من جدای از حیات نیستم

فارغ از تمام ساخته‌های بزرگی که اساس‌شان بر فردیت شما و تمام چیزهایی است که با شخصیت شما در پیوند هستند – جسم، نظرات، دشواری‌ها، حالات ظاهری منحصر بفرد، ویژگی شخصی، و استعدادهای شما – شما از حیات جدا نیستید. این امر بسیار آشکار است اگر بی‌آلایش به خود بنگرید و متوجه شوید که اصلا خود ساختار بدن شما و خود تار و پود حیات فیزیکی شما کاملا از حیات در شکل فیزیکی‌اش ساخته شده است. کاملا آشکار است که شما از همان «جنس» ساخته شده‌اید که اطرافیان شما از آن ساخته شده‌اند. آن‌چه رازآمیز است ذهن شما است. به نظر می‌رسد نقطه‌ی متمایزی از فهم باشد، اما همان اندازه بخشی از حیات است که تار و پود فیزیکی شما جزء آن است. شما فردی هستید کاملا بی‌اطلاع از منشأ و شمول خود در حیات. اکنون فردیت شما باری است بر دوش شما، اما خوشبختی بزرگی برای شما خواهد بود آن زمان که این فردیت بتواند خود حیات را نشانگر باشد

تمرین یازدهم: این درس را امروز سه بار بخوانید


Step 12: My Individuality Is to Express Life Itself | گام دوازدهم: فردیت من قرار است خود حیات را نشان دهد

در اینجا، منحصربفرد بودنِ شما امتیازی بزرگ و منشأ شادی است، نه منشأ یک بیگانگی رنج‌آور و نه منشأ داوری دردناک در حق خودتان و دیگران. این تمایز، نه شما را بر دیگران برتری می‌دهد و نه نسبت به آنان فرو می‌کاهد. صرفا هدف واقعی فردیت شما و انتظاری را که از آن در آینده می‌رود، مشخص می‌کند. شما اینجا هستید تا چیزی را نشان دهید. این است آن معنای حقیقی که به فردیت شما داده شده، زیرا شما دیگر نمی‌خواهید جدا باشید

امروز دو بار، تمرین‌ سکوت را که تا کنون ترسیم کرده‌ایم، تمرین کنید

تمرین دوازدهم: دو زمان 15 دقیقه‌ای


Step 13: I Want to Be Separate to Be Unique | گام سیزدهم: برای منحصربفرد بودن، می‌خواهم جدا باشم

این اندیشه انگیزه اصلی برای جدایی را نشان می‌دهد و در عین حال، ضرورتی هم ندارد. ما اینجا آن را نیاوردیم که تاییدش کنیم، بلکه آورده‌ایم تا وضعیت فعلی شما را نشان دهیم. شما می‌خواهید جدا باشید، چون این جدایی خود شما را مشخص می‌کند؛ خود شما در جدایی مشخص می‌شود نه در شمول. جدایی منشأ تمام آلام و سردرگمی ذهن شما است. حیات فیزیکی شما نشان‌دهنده‌ی یک حیات جداگانه است، اما فقط از یک زاویه‌ی دید مشخص. از زاویه‌ای دیگر، به هیچ‌وجه نشانگر جدایی نیست بلکه نشان‌دهنده‌ی یک واقعیت بزرگتر است

امروز دو بار، 15 دقیقه را صرف تمرکز بر این فکر کنید. به‌طور جدی به معنای این درس فکر کنید و از تجربه‌های خود برای اندیشیدن به ارتباط آن با خودتان کمک بگیرید. به این بیاندیشید که خواست شما برای جدایی چه بهایی از نظر زمان، نیرو و درد برای‌تان داشته است. انگیزه‌ی خود را برای جدایی درک کنید، آن‌گاه خواهید دانست که می‌خواهید آزاد باشید

تمرین سیزدهم: دو زمان 15 دقیقه‌ای


Step 14: Review | گام چهاردهم: مرور

یک بار دیگر تمام درس‌های گفته‌شده را مرور کنید. در این مرور، تمام تعلیمات داده‌شده در هر گام را دوباره بخوانید. همچنین، تمام جلسات تمرینی‌تان را مرور کنید تا عمق درگیری خود با تمرین و نتایجی را که تجربه کرده‌اید، مشخص کنید. شما در تمام برنامه‌ی مطالعاتی‌تان محتوای تجربه‌ی خود را کاوش خواهید کرد. این امر خود نضج خواهد گرفت و سرانجام تحقق دانشِ شما را برای‌تان آشکار می‌کند

یک زمان تقریبا 45 دقیقه‌ای را صرف مرور تمام تعلیمات داده‌شده و نتایج و کیفیت تمرین خود کنید. فردا مرحله‌ی دوم مهیا شدن را با یکدیگر آغاز خواهیم کرد

تمرین چهاردهم: یک زمان 45 دقیقه‌ای


Step 15: I shall Listen to My Experience Today | گام پانزدهم: امروز به تجربه‌ام گوش خواهم داد

امروز به تجربه‌ام گوش خواهم داد تا به محتوای ذهنم پی ببرم

بدانید که محتوای حقیقی ذهن‌تان در اعماقِ چیزی دفن شده که از زمان تولد جمع کرده‌اید. این محتوای حقیقی می‌خواهد خودش را در بستر حیات و وضعیت فعلی شما نشان دهد. برای فهم آن شما باید به دقت گوش کنید و رفته رفته تفاوت میان محتوای حقیقی ذهن‌تان و پیام‌هایش برای شما و دیگر کشش‌ها و خواست‌هایی را که حس می‌کنید، متوجه شوید. جدا کردن افکار از دانش یکی از بزرگترین دستاوردهایی است که در این درس فرصت دارید به آن دست پیدا کنید

تمرین 45 دقیقه‌ای امروز به گوش دادن درونی اختصاص خواهد داشت. این امر مستلزم آن است که بدون قضاوت کردن خود گوش فرا دهید، حتی اگر محتوای افکار شما ناراحت‌کننده باشد. حتی اگر محتوای افکار شما مطلوب شما نباشد باز هم باید بدون قضاوت گوش کنید تا اجازه دهید ذهن‌تان باز شود. شما دارید به چیزی عمیق‌تر از ذهن گوش می‌دهید، اما برای رسیدن به آن باید از ذهن عبور کنید

تمرین پانزدهم: یک تمرین 45 دقیقه‌ای


Step 16: Beyond My Mind Is Knowledge | گام شانزدهم: ورای ذهن من دانش قرار دارد

ورای ذهن شما دانش‌ قرار دارد، یعنی هسته‌ی وجود شما، خود واقعی شما، نه آن خودی که آن را برساخته‌اید تا با دنیا تعامل داشته باشید، بلکه خود واقعی‌تان. از این خود واقعی، افکار و دریافت‌ها، گرایش‌ها و جهت‌ها نشأت می‌گیرند. شما هنوز نمی‌توانید بیشتر آن چیزی را که خود واقعیتان به شما مخابره می‌کند، بشنوید، اما به وقتش و زمانی که ذهن‌تان به سکون برسد و پالایش لازم را در شنیدن و تشخیص دادن به وجود آوردید، یاد خواهید گرفت که بشنوید

امروز سه بار و هر بار 15 دقیقه تمرین کنید. نسبت به دیروز با دقت بیشتری گوش دهید. برای شنیدنِ گرایش‌های ژرف‌تر گوش فرا دهید. باز هم باید بدون داوری کردن گوش دهید. نباید هیچ چیز را دستکاری کنید. باید عمیقا گوش دهید تا یاد بگیرید که بشنوید

تمرین شانزدهم: سه تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 17: Today I Want to Hear the Truth | گام هفدهم: امروز می‌خواهم حقیقت را بشنوم

تمنای شنیدن حقیقت، هم یک فرایند است و هم ماحصل آمادگی واقعی. ایجاد توانایی شنیدن و تمنای شنیدن چیزی را تسلیم شما می‌کند که در جستجویش هستید. حقیقت تماما به نفع شما است، اما در ابتدا ممکن است برای برنامه‌ها و اهداف دیگرتان کاملا شوک‌آور و مایوس‌کننده باشد. اگر خواهان داشتن اطمینان و قدرتی هستید که حقیقت برای شما به ارمغان می‌آورد، باید این ریسک را بکنید. حقیقت همیشه به تضاد فیصله می‌دهد، همیشه تجربه‌ای از خویشتن را فراهم می‌آورد، همیشه به شما حسی از واقعیتِ در جریان را می‌بخشد، و همیشه به شما جهت حرکت به جلو را عرضه می‌کند

امروز، در سه تمرین 15 دقیقه‌ای خود، گوش دادن به حقیقت را تمرین کنید، و بکوشید ورای ذهن و عواطف گوش دهید. تکرار می‌کنیم که اگر تمام چیزی که شنیدید فوران افکار خودتان بود، به خود نگرانی راه ندهید. به یاد داشته باشید که شما گوش دادن را بسط و توسعه می‌دهید. این مهمترین چیز است. مثل ورزش دادن عضله‌ای در بدن، شما قوه‌ای از ذهن را ورزش می‌دهید که گوش دادن نام دارد. بنابراین، امروز گوش دادن را تمرین کنید، و این زمان‌های تمرین را صرف تمرکز خود کنید تا بتوانید ظهور حقیقت در درون خود را حس کنید

تمرین هفدهم: سه تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 18: Today I Feel the Truth Arising Within Myself | گام هجدهم: امروز ظهور حقیقت را در درونم حس می‌کنم

حقیقت باید به تمامی حس و تجربه شود. حقیقت صرفا یک ایده نیست؛ صرفا یک تصویر نیست، هر چند که ممکن است ایده‌ها و تصویرها آن را همراهی کنند. حقیقت یک تجربه است و بنابراین، چیزی است که عمیقا حس می‌شود. برای کسانی که تازه شکافتن آن را آغاز کرده‌اند، ممکن است خود را به شیوه‌هایی نسبتا متفاوت بروز دهد، اما به هر حال ظهور خواهد کرد. چیزی است که باید حسش کنید. برای داشتن خوی حس کردن، ذهن شما باید ساکن باشد. حقیقت چیزی است که با تمام جسم خود، با تمام وجود خود آن را حس خواهید کرد

دانش در تمام لحظه‌ها با شما سخن نمی‌گوید، اما همیشه برای‌تان پیامی دارد. آمدن در مجاورت دانش بدین معناست که شما بیشتر و بیشتر شبیه خودِ دانش شوید – کامل‌تر، باثبات‌تر، صادق‌تر، مخلص‌تر، متمرکزتر، خودمهارتر، دلسوزتر، و خوددوست‌تر. با نزدیک شدن شما به منشأ این خصایص، تمام این خصیصه‌ها رشد می‌کنند

امروز و همزمان که ظهور حقیقت را در درون خود حس می‌کنید، حرکت در این مسیر را تمرین خواهید کرد. این تمرین تمام ابعاد شما را به هم متصل خواهد کرد و به شما تجربه‌ای یکپارچه از خودتان را عرضه می‌کند. در سه تمرین 15 دقیقه‌ای امروز، تمام توجه‌تان را معطوف به حس کردن ظهور حقیقت در درون تان کنید. در سکون تمرین کنید و اگر در ابتدا دشوار بود، دلسرد نشوید. فقط تمرین کنید، و خواهید دید که پیش می‌روید

در طول روز هم بدون شک یا دودلی، هدف واقعی خود را در زندگی پیگیری کنید. تمام چیزهای مهمی که بدان‌ها برای موفقیت نیاز دارید و نیروی عظیم بصیرت و قوه‌ی تشخیصی که به شما اجازه می‌دهد افرادی را بیابید که برای پیدا کردن آنان به این جهان آمده‌اید، از همین هدف واقعی نشأت خواهند گرفت

تمرین هجدهم: سه تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 19:  Today I Wish to See | گام نوزدهم: امروز می‌خواهم ببینم

میل به دیدن مانند میل به دانستن است. لازمه‌ی این امر نیز پالایش قوای ذهنی شماست. دیدن با دید واضح بدین معناست که شما با تبعیض نگاه نمی‌کنید. بدین معناست که شما چیزی را مشاهده می‌کنید  که به واقع در حال رخ دادن است، نه چیزی را که دوست دارید ببینید. واقعا چیزی هست که ورای خواست‌های شما اتفاق می‌افتد. در این تردیدی نیست. بنابراین، میل به دیدن، میل به دیدنِ حقیقتی بزرگتر است. لازمه‌ی این امر صداقتی بزرگتر و باز بودن بیشتر ذهن است

در دو جلسه‌ی تمرین امروز، نگاه کردن به یک شیء بی‌اهمیت را تمرین کنید. چشم‌تان را از آن شیء برنگیرید، در عوض نگاه کنید و نگاه کردن دقیق را تمرین کنید. شما تلاش نمی‌کنید که چیزی را ببینید؛ فقط با ذهنی باز نگاه می‌کنید. وقتی ذهن باز باشد عمق خود را حس می‌کند، و عمق چیزی را که دارد مشاهده می‌کند نیز حس می‌کند

شی‌ء ساده‌ای را انتخاب کنید که برای شما معنای ناچیزی دارد، و امروز دو بار، هر بار 15 دقیقه، به آن خیره شوید. بگذارید که ذهن‌تان تا حد زیادی ساکن شود. همزمان که به شیء خیره شده‌اید، نفس‌های عمیق و منظم بکشید. اجازه دهید که ذهن‌تان در خود فرو نشیند

تمرین نوزدهم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 20: I Will Not Let Doubt and Confusion Slow My Progress | گام بیستم: اجازه نخواهم داد که شک و سردرگمی پیشرفتم را کند کند

چه چیزی می‌تواند پیشرفت شما را کند کند جز بی‌تصمیمی خود شما، و چه چیزی این بی‌تصمیمی را موجب می‌شود مگر آنچه سردرگمی ذهن را تولید می‌کند؟ شما هدفی بزرگتر دارید که در این برنامه‌ی آماده‌سازی به تصویر کشیده شده است. اجازه ندهید که شک و سردرگمی مانع شما شود. دانشجوی واقعی بودن بدین معناست که شما چشمداشت بسیار اندکی دارید و خود را در جهتی قرار داده‌اید که خودتان آن را برای خویشتن تجویز نکرده‌اید، بلکه از سوی قدرتی بزرگتر به شما داده شده است. قدرت بزرگتر‌ می‌خواهد شما را به سطح توانایی خودش برساند. بدین ترتیب، شما هدیه‌ی آمادگی را دریافت می‌کنید تا بتوانید آن را به دیگران دهید. بدین ترتیب، به شما چیزی داده شده است که خودتان نمی‌توانید آن را برای خویش فراهم کنید. شما قدرت و توانایی فردی خود را تحقق می‌بخشید چرا که برای دنبال کردن برنامه‌ای با این سرشت، این قدرت و توانایی باید رشد کنند. همزمان با این‌که حیات می‌کوشد شما را در رشد واقعی‌تان یاری دهد، شما شمول خود در حیات را نیز تحقق می‌بخشید

بنابراین، در دو جلسه‌ی امروز همان تمرین‌های دیروز را انجام دهید، و مگذارید شک و سردرگمی شما را بازدارند. امروز دانشجویی واقعی باشید. به خودتان اجازه دهید که بر تمرین‌تان تمرکز کنید. خود را وقف تمرین کنید. امروز دانشجویی واقعی باشید

تمرین بیستم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 21: Review | گام بیست و یکم: مرور

در مرور سوم‌تان، تمام درس‌های هفته‌ی گذشته و نتایج این درس‌ها را مرور کنید. تمرین امروزتان این باشد که هیچ نتیجه‌ای نگیرید، فقط خط رشد‌تان را بشناسید و به پیشرفتی که تاکنون داشته‌اید توجه کنید. برای نتیجه‌گیری واقعی هنوز خیلی زود است، هر چند که شخص ممکن است بسیار بدین کار وسوسه شود. دانشجویان مبتدی در جایگاهی نیستند که برنامه‌ی درسی‌شان را داوری کنند. این حق را باید به دست آورد، و حقی است که بعدا از راه می‌رسد اگر می‌خواهید که داوری‌های شما تاثیر واقعی داشته و حکیمانه باشد

بنابراین، در تک‌جلسه‌ی تمرینی امروز، آخرین بخش تمرین و تمام چیزهایی را که تا کنون تجربه شده است، تمرین کنید

تمرین بیست و یکم: یک تمرین 45 دقیقه‌ای


Step 22: I Am Surrounded by the Teachers of God. | گام بیست و دوم: آموزگاران خداوند مرا احاطه کرده‌اند

آموزگاران خداوند کسانی هستند که تمرین‌هایی را از سر گذرانیده‌اند که از بسیاری جهات شبیه تمرین‌هایی است که شما اکنون انجام می‌دهید؛ و اینان به راستی شما را احاطه کرده‌اند. اگرچه تمرین‌هایی که به آنان داده شد در اشکال زیاد و متفاوت، در زمان‌های متفاوت، و در دنیاهای متفاوت بوده، این تمرین‌ها بسیار مشابه تمرین‌هایی است که به شما داده شده، و خردمندانه با وضعیت ذهنی و شرایط قبلی‌شان در زندگی هماهنگ شده بود

امروز و در دو تمرین 15 دقیقه‌ای، حضور آموزگاران خداوند را حس کنید. هنوز نمی‌توانید آنان را با چشم ببینید و صدای‌شان را با گوش بشنوید، زیرا این حواس هنوز به حد کافی پالوده نشده‌اند؛ لیکن می‌توانید حضورشان را حس کنید، برای این‌که حضور آنان شما را احاطه و محافظت می‌کند. در تمرین‌تان، اجازه‌ی دخالت به افکار دیگر را ندهید. تسلیم شک و سردرگمی نشوید چون که باید آماده‌ی پاداشی شوید که در طلب آن هستید، و باید بدانید که در دنیا در داشتن نیرو و اطمینان خاطر و منبع حکمت تنها نیستید، یعنی چیزهایی که داشتن‌شان لازمه‌ی دستیابی به چیزی است که برای به دست آوردن آن به دنیا فرستاده شده‌اید

تمرین بیست و دوم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 23: I Am Loved, Surrounded and Supported by the Teachers of God. | گام بیست و سوم: آموزگاران خداوند به من عشق می‌ورزند، مرا احاطه کرده و از من پشتیبانی می‌کنند

همزمان که آماده می‌شوید، حقیقت این امر خودبه‌خود آشکار خواهد شد، اما در حال حاضر ممکن است این مساله نیازمند ایمان زیادی باشد. این تصور ممکن است تصورات و باورهای موجود را به چالش بکشد اما با این حال حقیقت دارد. طرح خداوند نامریی است و تنها عده‌ای انگشت‌شمار می‌توانند آن را تشخیص دهند، چون عده‌ای انگشت‌شمار دارای آن باز بودنِ ذهن و آن کیفیت توجه هستند که به آنان اجازه می‌دهد آنچه را آشکارا در اطراف‌شان رخ می‌دهد، که در این لحظه برای‌شان آشکار نیست، ببینند. آموزگاران‌تان به شما عشق می‌ورزند، شما را احاطه کرده و از شما پیشتیبانی می‌کنند، زیرا شما در حال ظاهر شدن در دانش هستید. این امر آنان را به کنارتان دعوت می‌کند. شما یکی از معدود کسانی هستید که این نوید و فرصت را دارند که از خواب خیال خود در فیض واقعیت به پا خیزند

بنابراین، در دو تمرین امروز این عشق و پشتیبانی و جهت را حس کنید. این یک احساس است. تصورات نیست. این یک احساس است. باید آن را حس کنید. عشق چیزی است که باید حسش کنید تا آن را بشناسید. آموزگاران‌تان حقیقتاً به شما عشق می‌ورزند، شما را احاطه کرده و از شما پشتیبانی می‌کنند، و شما بسیار سزاوار هدیه‌ی بزرگ آنان برای خودتان هستید

تمرین بیست و سوم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 24: I Am Worthy of God’s Love. | .گام بیست و چهارم: من شایسته‌ی عشق خداوند هستم

شما به‌راستی شایسته‌ی عشق خداوند هستید. در واقع، شما خود عشق خداوندید. بدون هیچ تظاهر از هیچ نوعی، در عمق درون‌تان، این خود واقعی شما است. آن خودی نیست که تجربه‌اش کرده‌اید، و تا زمانی که این خود را تجربه نکرده‌اید، وانمود نکنید که این تجربه‌ی شما است. اما در این آگاهی ثابت‌قدم باشید که این خود واقعی شما است. شما یک شخص اما بزرگتر از یک شخص هستید. اگر این چیزی است که هستید، چگونه ممکن است سزاوار عشق خداوند نباشید؟ آموزگاران‌تان شما را احاطه می‌کنند و چیزی را فراهم می‌کنند که هستید، تا بتوانید خودتان و ارتباط واقعی‌تان با حیات را تجربه کنید

در دو تمرین امروز، یک بار دیگر دریافت عشق و پشتیبانی و جهت آموزگاران‌تان را تمرین کنید، و اگر هر فکری مانع شما شد، هر حسی سد این راه شد، شایستگی‌تان را به خود یادآور شوید. شما شایسته هستید نه برای کارهایی که در دنیا انجام داده‌اید. شما شایسته هستید به خاطر شخصی که هستید و جایی که از آن می‌آیید و جایی که بدان می‌روید. شاید زندگی شما مملو از خطاها و اشتباهات و تصمیم‌های غلط و انتخاب‌های نابجا باشد، با این حال شما همچنان از سرای کهن می‌آیید و به آن باز می‌گردید. شایستگی شما در نظر خداوند تغییر نکرده است. مساله فقط این است که تصحیح خطاهای شما نیازمند سعی‌ای بلیغ است تا خود واقعی‌تان را تجربه کنید و این خود واقعی در دنیا تعمیم پیدا کند

بنابراین، در تمرین‌های امروز آمادگی دریافت و تجربه‌ کردن شایستگی حقیقی‌تان را تمرین کنید. اجازه ندهید که هیچ فکری با بزرگترین حقیقت زندگی تضاد پیدا کند

تمرین بیست و چهارم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 25: I Am at One with the Greatest Truth of Life. | گام بیست و پنجم: من با بزرگترین حقیقت حیات یکی هستم

بزرگترین حقیقت حیات چیست؟ چیزی است که باید تجربه شود، زیرا هیچ حقیقت بزرگی را نمی‌توان درون یک تصور گنجاند، اگرچه تصورات بتوانند این حقیقت را در تجربیات فعلی شما بازتاب دهند. حقیقت بزرگ محصول رابطه‌ی بزرگ است. شما با حیات رابطه‌ای بزرگ دارید. با آموزگاران بزرگی که درون شما هستند رابطه‌ای بزرگ دارید. شما سرانجام رابطه‌ی بزرگ را در حیات بیرونی‌تان با افراد تجربه خواهید کرد، اما نخست و پیش از آن باید منشأ رابطه‌ی بزرگ‌تان را در بنیاد حقیقی آن تجربه کنید. سپس تنها مساله‌ی انتقال آن به جهان خارج می‌ماند که آن را طبیعتاً به وقت خود انجام خواهید داد

در دو تمرین امروز حس کردن این رابطه را تمرین کنید. باز هم از شما می‌خواهیم که دریافت کنید، زیرا برای دادنش نخست باید آن را دریافت کنید. وقتی دریافت شد، طبیعتاً از خود خواهد داد. در این فرایند ارزش شما دوباره تثبیت می شود چون‌که این ارزش کاملا آشکار است. لازم نیست که خود را یا تجربه‌تان را وارونه نشان دهید. به اشتراک‌ گذاردن صادقانه‌ی یک عشقِ بزرگ بدین معناست که باید آن را تجربه کنید. این تجربه است که مایلیم امروز آن را به شما دهیم

تمرین بیست و پنچم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای 


Step 26: My Errors Give Birth to My Knowledge. | گام بیست و ششم:  خطاهای من به زایش دانش من منجر می‌شوند

توجیه کردن خطا کاری است بی‌هوده، اما خطا می‌تواند شما را به جایی برساند که برای حقیقت ارزش قائل شوید و این امر به نوبه‌ی خود می‌تواند منجر به دانش واقعی شود. این تنها ارزش ممکن خطا است. ما بر خطا چشم نمی‌پوشیم، اما اگر خطا رخ دهد مایلیم کاری کنیم که به نفع حقیقی‌ترین نیازتان تمام شود تا بتوانید از آن درس بگیرید و دیگر آن را تکرار نکنید. صرفا برای این نیست که خطاهای‌تان را فراموش کنید، چون نمی‌توانید این کار را انجام دهید. صرفا برای این نیست که خطاهای‌تان را توجیه کنید، زیرا این امر شما را ریاکار می‌کند. صرفا برای این نیست که به خطاهای‌تان به چشم مزیتی محض برای خود بنگرید، چون به‌راستی دردناک بوده‌اند. معنای راستین این امر آن است که متوجه شوید خطا واقعا خطا است و سعی کنید از آن برای خودتان بهره بگیرید. درد و رنج خطا را باید پذیرفت، زیرا این چیزی است که به شما می‌آموزد چه چیز واقعی است و چه چیز نه، برای چه چیز ارزش قائل شوید و برای چه چیز نه. بهره گرفتن از خطا برای رشد بدین معناست که شما خطا را پذیرفته‌اید، و حال سعی دارید از آن برای استخراجِ ارزش استفاده کنید چون تا زمانی که ارزش از خطا حاصل نشود، خطا فقط خطا است و برای‌تان منشأ درد و عذاب

امروز در دو تمرین 30 دقیقه‌ای به خطاهای خاصی بنگرید که مرتکب‌شان شده‌اید و بسیار دردناک بوده‌اند. سعی نکنید دردشان را نادیده بگیرید، بلکه نگاه کنید که چگونه در موقعیت‌ فعلی‌تان در زندگی می‌توانید از آنها به نفع خود استفاده کنید. بدین شیوه استفاده از خطاها می‌تواند به شما نشان دهد که به منظور افزایش کیفیت زندگی‌تان چه می‌توانید بکنید و چه اصلاحات و تنظیماتی را می‌توانید صورت دهید. به یاد داشته باشید که هر گونه حل و فصل خطا به زایش شناخت و تشخیص واقعی در روابط منجر می‌شود

در تمرین‌های امروز و در حالی که در سکوت نشسته‌اید، خطاهایی را که به ذهن‌تان می‌آیند مرور کنید و ببینید که چگونه می‌توانید از هر کدام در موقعیت‌ فعلی‌تان استفاده کنید. چه چیزی را باید از آنها آموخت؟ چه چیزی باید انجام گیرد که قبلا انجام نگرفته؟ چه چیزی را نباید انجام داد که قبلا انجام شده؟ چگونه می‌توان این خطاها را از قبل شناسایی کرد؟ نشانه‌هایی که پیش از رخ دادن این خطاها بروز کردند چه بودند، و چگونه می‌شود در آینده این نشانه‌ها را پیش از رخ دادن خطاها شناسایی کرد؟

از این تمرین‌ها برای این فرایند درون‌نگرانه استفاده کنید و کارتان که تمام شد، از نتایج با هیچ‌کس سخن مگویید؛ در عوض بگذارید این بررسی به صورت طبیعی ادامه پیدا کند، همان‌طور که به صورت طبیعی ادامه پیدا خواهد کرد

تمرین بیست و ششم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 27: I Have a Wisdom that I Wish to Discover. | گام بیست و هفتم: حکمتی دارم که می‌خواهم کشفش کنم

این عبارت تاکیدی نماینده‌ی اراده‌ی واقعی شما است. اگر شما این را حس نمی‌کنید، معنایش آن است که چیزی را در ذهن می‌پرورانید که کاذب است و فاقد بنیانی حقیقی در وجود شما. اگر حس کرده‌اید که حقیقت شما مایوس کرده، پس ارزش واقعی آن را نشناخته‌اید. شاید اهداف و برنامه‌های شما را ناکام گذاشته است. شاید چیزی را که واقعا در طلبش بوده‌اید از دست داده‌اید. شاید شما را از جستجوی چیزی واقعا خواستنی بازداشته است. اما در تمام این موارد شما را از رنج و بیچارگی نجات داده است. تا زمانی که کارکرد واقعی شما شناخته نشود، نمی‌توانید ارزش روشی را بدانید که حقیقت در آن به شما خدمت کرده است، زیرا تا زمان کشف کارکردتان شما سعی خواهید کرد مدعی دیگر کارکردها شوید و آنها را توجیه کنید. اگر حقیقت، این کارکردهای دیگر را تایید نکند یا آنها را انکار کند، ممکن است سردرگمی و تضاد بزرگی رخ دهد. با این حال، به یاد داشته باشید که حقیقت همیشه شما را از ارتکاب خطایی بزرگتر، که در صورت نبود حقیقت مرتکبش می‌‌شدید، نجات داده است

مردم نمی‌توانند دانش را تجربه کنند زیرا افکار و داوری‌ها آنان را به خود مشغول کرده است. این افکار و داوری‌ها برای فرد دنیایی خودگرای را می‌آفرینند، دنیایی خودگرای که آنان قادر نیستند بیرونش را ببینند. آنان تنها می‌توانند محتوای افکار خود را ببینند و این بر تجربه‌شان از حیات به تمامی سایه می‌اندازد، به نحوی که اصلا نمی‌توانند حیات را ببینند

بنابراین در دو تمرین 30 دقیقه‌ای امروزتان، نگاه کنید و ببینید که حقیقت چگونه به شما خدمت کرده است. به تجربه‌هایی بنگرید که سرخوشانه بوده‌اند. به تجربه‌هایی نگاه کنید که دردناک بوده‌اند. بخصوص در تجربه‌های دردناک، ببینید که حقیقت چگونه به شما خدمت کرده است. با ذهن باز نگاه کنید. اگر وسوسه شدید که از یک وضع سابق دفاع کنید، این کار را انجام ندهید. اگر رنج ناشی از یک فقدان در گذشته هنوز هم باقی است، رنج را و دلسردی آن را بپذیرید اما بکوشید که ببینید این فقدان واقعا چگونه به شما خدمت کرده است

این دیدگاه که تجربیات‌تان به شما خدمت کرده‌اند چیزی است که باید آن را بپرورید. این دیدگاه خودِ تجربه را توجیه نمی‌کند، این را بفهمید؛ تنها به شما فرصتی می‌دهد تا از تجربه‌ی خود برای پیشرفت و قدرت گرفتن خود استفاده کنید. حقیقت در دنیای توهمات عمل می‌کند تا به کسانی که به حقیقت در حیات خود پاسخ می‌دهند، کمک کند. شما دارید به حقیقت پاسخ می‌دهید وگرنه اکنون این برنامه‌ی رشد را طی نمی‌کردید. این چنین، شما به تقاطعی رسیده‌اید که به نظر می‌رسد حقیقت در حال رقابت با چیزهای دیگر است و از همین روی، تشخیص آن بسیار مشکل است. در این برنامه‌ی رشد، حقیقت به نحوی از سایر چیزها بازشناخته می‌شود که بتوانید آن را مستقیما تجربه کنید و در مورد ظاهر یا وجود سودمند آن در حیات‌تان سردرگم نشوید. به این خاطر که این حقیقت اینجا است که به شما خدمت کند، همان‌طور که شما اینجا هستید که به حقیقت خدمت کنید

تمرین بیست و هفتم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 28: Review. | گام بیست و هشتم: مرور

مرور چهارم خود را با دعایی مخصوص شروع خواهیم کرد

من دانش خود را به عنوان هدیه‌ای از جانب خداوند می‌پذیرم. آموزگارانم را به عنوان برادران و خواهران بزرگتر خود می‌پذیرم. دنیایم را به عنوان مکانی که در آن می‌توان دانش را بازپس گرفت و آن را هدیه داد، می‌پذیرم. من معجزات زندگیم را به عنوان نمایشی از حضور دانش می‌پذیرم و اکنون خود را وقف چیزی می‌کنم که در درونم نیک‌ترین است و باید به دنیا داده شود

یک بار دیگر تمرین هفته‌ی قبل را مرور می‌کنیم، تمام آموزه‌ها را دوباره می‌خوانیم و در هر گام چیزهایی را که در اوقات تمرین شما رخ داده، مرور می‌کنیم. حتما از خود بپرسید که چقدر عمیق درگیر تمرین بوده‌اید – چقدر خواسته‌اید که بگردید و تحقیق کنید، چقدر دقیق تجربه‌ی خود را مورد بررسی قرار دادید و تا چه میزان انگیزه داشتید هر مانع را که ممکن بود وجود داشته باشد بشکافید

تمرین 45 دقیقه‌ایِ مرور امروز به شما چشم‌اندازی از رشدتان را در این آمادگی ارائه خواهد کرد. این امر نه فقط برای شما، بلکه برای کسانی که در آینده به آنان خدمت خواهید کرد مفید خواهد بود، زیرا همانطور که اکنون دریافت می‌کنید، دوست خواهید داشت که در هر شرایط و به هر شکل که برای‌تان مناسب باشد، بدهید. شما باید بفهمید که مردم چگونه یاد می‌گیرند و چگونه رشد می‌کنند. این امر باید از تجربه‌ی خودتان نشأت بگیرد و باید عشق و دلسوزی‌ای را نمایندگی کند که تراوشات طبیعی دانش شما هستند. تکرار می‌کنیم، اجازه ندهید که هیچ شک و سردرگمی شما را از عملکرد واقعی‌تان بازدارد

تمرین بیست و هشتم: یک تمرین 45 دقیقه‌ای


Step 29: I Will Observe Myself Today to Learn of Knowledge: | گام بیست و نهم: امروز خود را مشاهده خواهم کرد تا دانش را بیاموزم

در این روز ویژه‌ از تمرین، خود را در سراسر طول روز مشاهده کنید، و تا آنجا که امکان دارد آگاهی‌تان را از افکار و رفتارتان حفظ کنید. برای ایجاد این خصیصه‌ی خودنگری باید تا آنجا که امکان دارد از قید قضاوت آزاد باشید، زیرا قضاوت توانایی مشاهده‌گری شما را سلب می‌کند. باید خود را به شیوه‌ای مطالعه کنید انگار شخص دیگری هستید که می‌توانید با او بسیار بی‌طرف‌تر باشید

امروز سر هر ساعت تمرین خواهیم کرد. باید در هر ساعت خود را بررسی کنید تا نگاهی به افکار خود بیندازید و رفتار فعلی‌تان را مشاهده کنید. این بررسی همیشگیِ خود شما را قادر خواهد ساخت که در تجربه‌ی فعلی‌تان خیلی بیشتر درگیر شوید و به دانش شما اجازه می‌دهد که تأثیر سودمند خود را به میزانی بسیار بیشتر روی شما اعمال کند. دانش می‌داند چه لازم دارید و چگونه به شما خدمت کند، اما شما باید چگونه گرفتن را یاد بگیرید. گرفتن از این روی اهمیت دارد که شما را قادر می‌سازد بدهید، و دادن جوهر به تحقق رسیدن در این دنیا است. اما شما نمی‌توانید در وضعی فقرزده باشید و بدهید. بنابراین، دادن شما باید دادنی اصیل باشد و آبشخورش قابلیت گیرندگی جوشانی باشد که در خود و در روابطتان با دیگران و با حیات پرورش داده‌اید

هر زمان تمرین چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، اما باید تمام توجه خود را معطوف به آن کنید. برای این کار لزومی ندارد چشمان خود را ببنید، هر چند که اگر مناسب باشد، این کار مفید خواهد بود. می‌توانید در حین گفتگو با شخصی دیگر تمرین کنید. حقیقت امر آن است که شرایط بسیار نادری هستند که ممکن است شما را از این لحظه‌ی خودکاوی بازدارند. در تمرین صرفا از خود می‌پرسید «من چه حسی دارم؟» و «اکنون چه می‌کنم؟»؛ همه‌اش همین. سپس حس کنید که آیا چیزی هست که باید انجام دهید و انجامش نمی‌دهید یا نه. اگر چیزی نبود که نیاز به تصحیح شدن داشت، کاری را که در حال انجامش هستید ادامه دهید. اگر تصحیحاتی لازم بود، آنها را تا آنجا که ممکن است بجا اِعمال کنید. بگذارید هدایت درونی‌تان بر شما اثر بگذارد، که اگر تحت فرمان تمایلات، ترس یا جاه‌طلبی نباشید این کار را خواهد کرد. امروز خود را مشاهده کنید

تمرین بیست و نهم: تمرین ساعتی


Step 30: Today I Will Observe My World. | گام سی‌ام: امروز دنیایم را مشاهده خواهم کرد

امروز طبق همان برنامه‌ی تمرینی روز قبل دنیای خود را مشاهده کنید. دنیای‌تان را و آنچه را در دنیا انجام می‌دهید بدون قضاوت مشاهده کنید. سپس حس کنید که آیا چیزی هست که باید انجام شود یا نه. این بار هم تمرین ساعتی شما بیشتر از چند دقیقه طول نمی‌کشد، و همزمان که تمرین می‌کنید تمرین‌های شما سریع‌تر و تیزبینانه‌تر و موثرتر می‌گردند

آرزوی ما این است که جهان را بدون قضاوت ببینید، چون این دیدن شما را قادر می‌سازد دنیا را همان‌طور ببینید که واقعا هست. نپندارید که دنیا را همان‌طور دیده‌اید که واقعا هست، چون آن‌چه دیده‌اید قضاوت شما در مورد دنیا است. دنیایی که بدون قضاوت خواهید دید با دنیایی که تا کنون دیده‌اید متفاوت خواهد بود

تمرین سی‌ام: تمرین ساعتی


Step 31: I Wish to See a World I Have Never Seen Before | گام سی‌ و یکم: دوست دارم دنیایی را ببینم که تا کنون ندیده‌ام

این امر نشان‌دهنده‌ی میل شما به دانش است. نشان‌دهنده‌ی میل شما به صلح و آرامش است. تمام این امیال یکی هستند. این میل از دانش شما سرچشمه می‌گیرد. شاید با امیال دیگر رقابت کند. شاید چیزهایی دیگر را تهدید کند، هرچند که لزوما نیازی به این کار ندارد. بنابراین، عبارت تاکیدی امروز بازتاب‌دهنده‌ی اراده‌ی راستین شما در زندگی است. این میل که تصدیق شد، در زندگی شما نمود بیشتری خواهد یافت و به مرور زمان خواهید توانست بیشتر و بیشتر آن را حس کنید

امروز سر هر ساعت، میل خود به دیدن دنیایی متفاوت را حس کنید. به دنیا بدون قضاوت نگاه کنید و به خود بگویید: «دوست دارم دنیایی متفاوت را ببینم.» هر یک ساعت این کار را انجام دهید. بکوشید هیچ جلسه‌ای از تمرین را از دست ندهید. مهم نیست که چه حسی دارید و چه روی می‌دهد، فقط تمرین کنید. شما از شرایط عاطفی‌تان بزرگتر هستید، پس لزومی ندارید انکارشان کنید، هر چند که لازم است به وقتش کنترل شوند. شما بزرگتر از تصاویری هستید که اطرافت‌تان می‌بینید، زیرا این‌ها تا حد زیادی نماینده‌ی قضاوت شما در مورد دنیا هستند. امروز تمرین کنید بدون قضاوت نگاه کنید و همزمان که نگاه می‌کنید، دنیا را حس کنید

تمرین سی و یکم: تمرین ساعتی


Step 32: The Truth Is With Me. I Can Feel It. | .گام سی و دوم: حقیقت با من است. می‌توانم حسّش کنم

حقیقت با شماست. می‌توانید حسّش کنید، و اگر بدان اجازه دهید، می‌تواند در ذهن و عواطف شما بدرخشد. امروز به آماده ساختن خود برای گسترش میل به حقیقت و توانایی‌تان برای تجربه‌ کردن حقیقت ادامه دهید

در دو زمان طولانی‌تر تمرین‌تان، هر کدام 30 دقیقه، بنشینید، چشمان‌تان را ببندید، نفس‌های عمیق و منظم بکشید و سعی کنید حقیقتِ ماوراء و بی‌قراری پیوسته‌ی ذهن خود را حس کنید. نفَس خود را به کار گیرید تا شما را به عمق ببرد، زیرا تنفس‌تان همیشه شما را به ورای افکارتان خواهد برد اگر به‌دقت اتصال‌تان را بدان حفظ کنید. نگذارید هیچ چیز حواس‌تان را پرت کند یا شما را از کاری که می‌کنید منصرف کند. اگر چیزی ذهن‌تان را مشغول کرده و در رها کردن ذهن مشکل دارید به خود بگویید که بعدا نگاهی بدان خواهید انداخت، اما فعلا کوتاه زمانی دارید از ذهن خود فراغتی اندک می‌جویید. حس کردن حقیقت را تمرین کنید. حقیقت را فکر نکنید. حس کردن حقیقت را تجربه کنید

تمرین سی و دوم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 33: I Have a Mission in My Life to Fulfill. | .گام سی و سوم: در زندگی‌ام رسالتی دارم که باید انجامش دهم

شما در زندگی‌تان رسالتی برای انجام دادن دارید، رسالتی که پیش از آمدن به اینجا به شما داده شده، رسالتی که زمانی که رفتید آن را بازبینی خواهید کرد. این رسالت به بازپس‌گیری دانش و درگیری مناسب با دیگران برای تحقق نتایجی مشخص در دنیا مربوط می‌شود. اکنون آن‌قدر مهم نیست که زندگی فعلی‌تان را بسنجید تا ببینید که این هدف بزرگتر را بازتاب می‌دهد یا نمی‌دهد، زیرا شما در حال حاضر درگیر بازپس‌گیری دانش هستید. با نیرومندتر شدن دانش‌تان، این دانش خیر خود را بر شما و از طریق شما خواهد تاباند. آن‌گاه فعالیت‌های شما آن‌طور که لازم است تنظیم خواهند شد. پس نیازی نیست که گذشته‌ی خود یا فعالیت‌های فعلی‌تان را نکوهش کنید یا آنها را نادیده بگیرید، زیرا حالا شما به نیرویی بزرگتر در درون‌تان اتصال دارید

در دو تمرین طولانی امروز روی این فکر تأمل کنید که در زندگی رسالتی بزرگتر دارید. به این فکر کنید. نباید فورا با نخستین پاسخ‌های‌تان مجاب شوید. به دقت به آن فکر کنید. بیندیشید که چه معنایی می‌تواند داشته باشد. به لحظه‌هایی در زندگی‌تان فکر کنید که به این موضوع فکر کرده‌اید و احتمال آن را سبک سنگین کرده‌اید. بنابراین، در دو تمرین امروز فرصت دارید که این امر را در نظر بگیرید، اما مواظب باشید: هنوز زمان نتیجه‌گیری نیست

تمرین سی و سوم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 34: I Am a Beginning Student of Knowledge. | گام سی و چهارم: من دانش‌آموز مبتدی دانش هستم

شما دانش‌آموز مبتدی دانش هستید. فارغ از این‌که چقدر خود را بابصیرت می‌دانید، فارغ از این‌که چقدر خود را از لحاظ روانی توانا می‌دانید، فارغ از این‌که چقدر از لحاظ عاطفی خود را صادق می‌دانید، و فارغ از پیشرفت به رسمیت شناخته شده‌تان، شما دانش‌آموز مبتدی دانش هستید. از این‌که چنین هستید خرسند باشید، زیرا دانش‌آموزان مبتدی در وضعیتی هستند که می‌توانند تمام چیزها را یاد بگیرند و نیازی نیست از دستاوردهای‌شان دفاع کنند. ما قصد دست‌کم شمردن دستاوردهای شما را نداریم، اما در عوض دوست داریم بر عظمتی که درون شما منتظر کشف شدن است، عظمتی که به شما در زندگی برابری حقیقی خواهد داد و به وقتش نشان‌تان خواهد داد که مخصوصا برای انجام چه کاری بدینجا آمده‌اید، نور حقیقت را بتابانیم

دو تمرین امروز را این‌طور شروع کنید: به خود بقبولانید که دانش‌آموز مبتدی دانش هستید و نیز به خود یادآوری کنید که چه در مورد این برنامه‌ی درسی و چه در مورد توانایی‌های‌تان به منزله‌ی یک دانش‌آموز، زودتر از موعد نتیجه‌گیری نمی‌کنید. چنین قضاوت‌هایی ناپخته هستند و به ندرت به هر صورت بازتابی از حقیقت را در خود دارند. معمولا این قضاوت‌ها از اَشکال دلسرد کردن خود هستند و از این رو هیچ دردی را دوا نمی‌کنند

پس از این‌که ایده‌ی امروز را به خود اعلام کردید و به خود یادآوری نمودید که قضاوت نکنید، در دو تمرین امروز 15 دقیقه تمرین سکون درونی کنید. بکوشید حقیقت را درون خود حس کنید. ذهن‌تان را روی یک نقطه متمرکز کنید؛ این نقطه یا می‌تواند نقطه‌ای واقعی باشد یا اگر لازم شد، نقطه‌ای خیالی. بگذارید همه چیز در درون فروکش کند. به خود اجازه دهید تا آنجا که ممکن است ساکت شوید، و اگر سختی‌ای در این کار بود دلسرد نشوید. شما دانش‌آموز مبتدی دانش هستید و به همین سبب می‌توانید همه چیز را یاد بگیرید

تمرین سی و چهارم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 35: Review | گام سی و پنجم: مرور

این مرور به شما فرصتی می‌دهد تا در مورد راه دانش جامعه‌ی بزرگتر چیزی بدانید. در دو تمرین 30 دقیقه‌ای، تعلیمات هفته‌ی گذشته و تجربه‌های‌تان را از تمرین مرور کنید. این کار را با کمترین میزان قضاوت ممکن انجام دهید. فقط نگاهی بیندازید و ببینید چه چیزی تعلیم داده شده، شما چه کاری انجام داده‌اید، و نتیجه چه بوده است. این مرورِ عینی با کمترین رنج و شماتتِ نفس به شما بیشترین دسترسی را به بینش و فهم می‌دهد. اینک یاد می‌گیرید که چگونه نسبت به زندگی رویکردی عینی داشته باشید بدون آن‌که محتوای عواطف خود را سرکوب کنید. به جای آن‌که تلاش کنید یک بُعد خود را نابود کنید، به سادگی می‌کوشید بُعدی دیگر را پرورش دهید

بنابراین، در مرور خود این گفته را همچون تابلوی راهنما مد نظر داشته باشید: «نگاه می‌کنم، اما قضاوت نخواهم کرد.» با این روش خواهید توانست مسائل را از هم بازشناسید. به یاد بیاورید که چقدر آسانتر است که نسبت به زندگی فردی دیگر بینش داشت و چقدر اندک می‌توانید در مورد زندگی خودتان بینش داشته باشید. به این سبب می‌توانید نسبت به زندگی دیگران رویکردی عینی داشته باشید که سعی نمی‌کنید از زندگی آنان برای هیچ مقصود خاصی استفاده کنید، و به هر میزان که این کار را انجام دهید به همان نسبت هم کمتر می‌توانید آنان را و سرشت‌شان را و پیشرفتشان و سرنوشت‌شان را بفهمید. پس هر چه کمتر بکوشید از زندگی‌تان استفاده کنید، بیشتر می‌توانید آن را بفهمید و قدرش را بدانید و از ساز و کار ذاتی آن برای پیشرفت بزرگتر خود بهره بگیرید

تمرین سی و پنجم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای 


Step 36: My Life is a Mystery to Explore. | .گام سی و ششم: زندگی‌ام رازی است که باید کاوش شود

به راستی که زندگی شما رازی است و آری، به راستی که این راز نیازمند آن است که آن را بکاوید، اگر می‌خواهید که مقصود و معنا و جهت راستینش را درک کنید. این امر برای خوشبختی و کمال شما در دنیا ضروری است، چرا که اگر نیک به زندگی خود بنگرید متوجه می‌شوید که چیزهای کم‌مایه شما را راضی نکرده‌اند. به شمایی که در پی دانش هستید چیزی بزرگتر باید داده شود. باید پوسته‌ی چیزها را که علی‌الظاهر به بیشتر مردم به حد کفایت انگیزه می‌دهد، بشکافید. باید عطش ژرفتر خود را بپذیرید وگرنه اندوه و تناقض را به جان می‌خرید. اهمیّتی ندارد که دیگران برای چه چیزهایی ارزش قایل می‌شوند. مهم آن است که شما برای چه چیزی ارزش قایل می‌شوید. اگر به دنبال معنای بزرگتر که همانا معنای حقیقی است هستید، باید پوسته‌ی ذهن‌تان را بشکافید و به عمق بروید

در دو تمرین امروز باز هم تمرکز خود را بر مراقبه برای حس کردن حضورِ آموزگاران معنوی‌تان قرار دهید. چیزی نیست که برای انجامش نیاز به تلاش خاصی باشد. فقط کافی است خود را رها کنید، نفس بکشید و بگذارید ذهن‌تان باز شود. کیفیت رابطه‌ی شما با آموزگاران‌تان برای این‌که به شما قوّت و دلگرمی دهد ضروری است، زیرا شما می‌توانید به‌حق در مورد توانایی‌های خود تردید روا دارید اما برای اعتماد تام و تمام به آموزگاران‌تان که در راه‌شان به دانش پیشتر از این مسیر عبور کرده‌اند، دلیل محکمی دارید. آنان راهی را که اکنون می‌کوشند با شما به اشتراک گذارند می‌شناسند

تمرین سی و ششم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 37: There Is a Way to Knowledge. | .گام سی و هفتم: راهی به سوی دانش وجود دارد

چگونه ممکن است راهی به سوی دانش وجود نداشته باشد وقتی این دانشْ خود واقعی شما است؟ چگونه ممکن است راهی برای دانش وجود نداشته باشد که خود را ابراز کند وقتی دانش طبیعی‌ترین شکل ابراز است؟ چگونه ممکن است راهی برای دانش وجود نداشته باشد که شما را در روابط هدایت کند وقتی دانش منشا تمام روابط شما است؟ راهی به سوی دانش وجود دارد. راهی که لازمه‌ی آن مهارت و میل است. ایجاد هر دوی این‌ها زمان می‌برد. باید یاد بگیرید که برای امر راستین ارزش قائل شوید و نه برای امر دروغین، و زمان می‌برد که یاد بگیرید این دو را از هم جدا کنید و تمیز دهید. زمان می‌برد که یاد بگیرید امر دروغین شما را ارضا نمی‌کند و امر راستین است که شما را ارضا می‌کند. این امر باید از رهگذر آزمون و خطا و تضاد آموخته شود. به دانش که نزدیک می‌شوید، زندگی شما پُرتر، مطمئن‌تر و مستقیم‌تر می‌شود. از آن‌که دور می‌شوید، دوباره وارد سردرگمی و نومیدی و خشم می‌شوید

در دو تمرین امروز که تمرین‌های مراقبه نیستند، 15 دقیقه را صرف اندیشیدن به تمام راه‌های دستیابی به دانش کنید. روی یک تکه کاغذ تمام راه‌های رسیدن به دانش را یادداشت کنید. هر دو زمان تمرین را صرف این کار کنید و تمام احتمالاتی را که به ذهن‌تان می‌رسد مد نظر بگیرید. بکوشید که بسیار دقیق باشید. از تخیل خود کمک بگیرید، اما مسیرهایی را لحاظ کنید که به نظرتان واقعی و معنادار می‌رسند. بدین ترتیب، خواهید دانست که در مورد یافتن راهی به سوی دانش چه فکری می‌کنید، و از این موضوع متوجه می‌شوید که خداوند راه رسیدن به دانش را می‌داند

تمرین سی و هفتم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای


Step 38: God Knows the Way to Knowledge. | گام سی و هشتم: | خداوند راه رسیدن به دانش را می‌داند

زمانی که گم شده‌اید چگونه می‌توانید راه خود را پیدا کنید؟ چگونه می‌توانید امر قطعی را بشناسید وقتی این‌قدر برای امر موقت ارزش قایلید؟ چگونه می‌توانید قدرت زندگی خود را بفهمید وقتی این‌قدر مرعوب خطر فقدان و نابودی هستید؟ زندگی با شما مهربان است زیرا هم پاداش را به شما می‌دهد و هم راه رسیدن به پاداش را. اگر این امر فقط به عهده‌ی خودتان گذاشته شده بود به‌راستی ظالمانه می‌بود، زیرا مجبور بودید تک تک احتمالاتی را که به ذهن‌تان خطور می‌کرد بیازمایید و تازه احتمالاتی را که به ذهن افراد دیگر خطور کرده بود نیز به همچنین، و نیز چنین بود در مورد فرصت‌های رسیدن به دانشی که دیگران با موفقیت به کار برده‌اند ولی ممکن بود برای شما به خوبی جواب ندهد. در عمر کوتاهی که در این دنیا دارید چگونه می‌توانید به تمام این‌ها دست پیدا کنید و همچنان شور و سرزندگی خود را حفظ کنید؟ چگونه می‌توانید شوق خود را نسبت به دانش حفظ کنید وقتی این همه راه شما را ناکام خواهند کرد؟

امروز ایمان بیاورید به این‌که خداوند راه رسیدن به دانش را می‌داند و نیز به این امر که تنها کاری که باید بکنید این است که راه عرضه‌شده را در پیش گیرید. بدین ترتیب، دانش به آسانی در شما ظهور می‌کند زیرا به جا آورده شده است، چون تنها خداوند دانش درون شما را می‌شناسد و تنها دانش درون شما است که خداوند را می‌شناسد. این دو که با هم طنین‌انداز شدند آشکارتر می‌شوند. در این امر صلح و آرامش را پیدا می‌کنید

در دو تمرین امروز که هر کدام 30 دقیقه زمان می‌برد، در سکوت و سکون حس کردن حضور خدا را تمرین کنید. نه این‌که به خدا فکر کنید، نه این‌که گمانه‌زنی کنید، نه این‌که سوال کنید، نه این‌که شک کنید، بلکه فقط حس کنید. چیزی که اکنون رویش متمرکز می‌شوید خیالپردازی نیست، هر چند که به تمرکز روی خیالپردازی عادت کرده‌اید. در سکون و سکوت همه چیز آشکار می‌شود. خداوند بسیار ساکن است، او هیچ جا نمی‌رود. در حین این‌که ساکن می‌شوید، قدرت خداوند را حس خواهید کرد

تمرین سی و هشتم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 39: The Power of God Is with Me. | .گام سی و نهم: قدرت خداوند با من است

قدرت خداوند با شما است. درون دانش شما است. پس یاد بگیرید که دانش‌تان را بازپس گیرید، و این چنین یاد خواهید گرفت قدرتی را که خداوند به شما داده بازپس بگیرید، و قدرت خود را نیز بازپس خواهید گرفت، زیرا قدرت شما برای نزدیک شدن به قدرت خداوند ضروری است. این چنین است که هر چه به‌راستی قدرتمند است و هر چه به‌راستی نیک است درون شما و درون خداوند تصدیق خواهد شد. پس بگذارید این روز روزی باشد که به تجربه کردنِ این حضور و این قدرت در زندگی‌تان اختصاص داده می‌شود. نیازی به عکس و تصویر ندارید تا با آنها فهم یا باورتان را تقویت کنید . فقط لازم است تمرین‌هایی را که اینجا داده شده‌ به کار بندید

در هر کدام از تمرین‌های 30 دقیقه‌ای و عمیق مراقبه‌ای خود، بار دیگر وارد سکون شوید و به خودتان اجازه دهید که قدرت خداوند را حس کنید. از قدرت خود برای هدایت ذهن‌تان بهره بگیرید و نگذارید تردیدها یا ترس‌ها شما را منصرف کنند. قدرت خداوند نماینده‌ی راز زندگی شما است، زیرا نماینده‌ی قدرتی است که با خود از جانب خداوند آورده‌اید تا در دنیا بجا و طبق طرح بزرگ به کار گرفته شود. پس به خود اجازه دهید که با توجه کامل، بدون تکلف و با فروتنی گام به تمرین بگذارید تا بتوانید قدرت خداوند را حس کنید

تمرین سی و نهم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 40: Today I will Feel the Power of God. | .گام چهلم: امروز قدرت خداوند را حس خواهم کرد

قدرت خداوند آن‌چنان کامل و فراگیر است که در هر چیزی اثر می‌کند. تنها آن ذهن‌هایی که در فراق هستند و در راه ارزش قائل شدن برای افکار خود گم شده‌اند ممکن است از خیر عظیم خداوند دور شده باشند. کسانی که ندای خداوند را پاسخ گفته‌اند به وقتش رسولان خداوند می‌شوند تا شاید بتوانند مواهب فیض را نصیب کسانی کنند که همچنان در سردرگمی مانده‌اند. تمام قدرت‌های ظاهری دنیای شما ــ نیروهای طبیعت، ناگزیری مرگ، حضور همیشگی بیماری، فقدان و نابودی و تمام نمودهای تضاد ــ همگی تکان‌هایی موقت در سکون عظیم خداوند هستند. این سکون عظیم است که شما را به بازگشت به صلح و آرامش و تمتع ازواقعیت خداوند می‌خواند، اما باید خود را آماده کنید

امروز در دو تمرین 30 دقیقه‌ای‌تان آماده می‌شوید. در مراقبه‌ای در سکوت بکوشید قدرت خداوند را حس کنید. نیازی نیست پیش خود تصاویر جادویی بسازید، زیرا این قدرت چیزی است که می‌توانید حسّش کنید چون همه جا هست. شرایط یا وضعیت شما هر چه باشد، خواه برای رشدتان مفید باشد خواه نباشد، امروز می‌توانید قدرت خداوند را حس کنید

تمرین چهلم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 41: I Am Not Afraid of the Power of God. | .گام چهل و یکم: از قدرت خداوند هراسان نیستم

چون باید یاد بگیرید که به قدرت عشق و قدرت خداوند اعتماد کنید، این عبارت تاکیدی برای خوشبختی شما اهمیّتی بسزا دارد. برای این امر باید از نظرات و پندارهای سابق‌ و ارزیابی‌تان از تجارب تلخ گذشته دست بکشید. سخت است که در فراق چیزی باشید که بالاتر از همه چیز دوستش دارید، و تنها راه حفظ این فراق آن است که از چیزی که دوستش دارید بدگویی کنید، به آن نیتی شریرانه نسبت دهید و سپس گناه را درون خود به وجود آورید. برای آن‌که قدرت خداوند را بپذیرید و حس کنید، باید از شر و گناه رها شوید. باید به جلو روید تا چیزی را بکاوید که طبیعی‌ترین است. به این می‌ماند که طرحی نو در اندازید و در عین حال به نفس خود بازگردید

پس امروز دو بار در سکون تمرین کنید و قدرت خداوند را حس نمایید. دنبال پاسخ خداوند نباشید. اصلا لازم نیست حرف بزنید، فقط باید حضور داشته باشید چون همزمان با این‌که یاد می‌گیرید با آن‌چه منشاء تمام روابط شماست رابطه داشته باشید، اطلاعاتی که بدان‌ نیاز دارید می‌تواند به سهولت نزد شما بیاید تا هدایت‌تان کند، به شما آرامش بخشد و اگر لازم بود شما را تصحیح کند. اما نخست باید قدرت خداوند را حس کنید و در این است که قدرت خود را پیدا خواهید کرد

تمرین چهل و یکم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای 


Step 42: Review | گام چهل و دوم: مرور

در مرور امروز، تمام تعلیماتی را که طی هفته‌ی گذشته به شما داده شد و نیز تجربه‌های‌تان را از تمرین مرور کنید. امروز مخصوصا دقت کنید که ببینید چقدر عمیق و چقدر دقیق تمرین می‌کنید. مطمئن شوید که درس‌ها را برای انطباق با ذائقه و انتظارات‌تان تغییر نمی‌دهید یا به تنظیم‌شان دست نمی‌زنید. به یاد داشته باشید که برای گرفتن بهره‌های واقعی فقط لازم است که برنامه‌ی درسی را دنبال کنید. نقش شما کوچک است. نقش ما بزرگ است. ما وسیله را می‌دهیم. شما فقط باید آن را با ایمان و رجاء واثق دنبال کنید. با این کار، شکیبایی، قوه‌ی تشخیص، اعتماد، ثبات و عزت نفس را ایجاد خواهید کرد. چرا عزت نفس؟ زیرا باید برای خود ارزش بالایی قایل شوید تا به خود اجازه دهید که به مواهب عظیم دانش نزدیک شوید. فقط دریافت مواهبی که مقدر است دریافت کنید می‌تواند به این خوبی و به تمامی نفرت از نفس و تردید نسبت به نفس را بزداید

پس در تک‌تمرینِ بلند امروز تمرین‌های هفته‌ی گذشته را مرور کنید. بدون این‌که قضاوت کنید بنگرید که چه چیزی عرضه شده، شما چه کرده‌اید، و برای عمیق‌تر کردن تمرین‌، احتمال انجام چه کاری هست تا بتوانید مواهب تمرین را مستقیم‌تر بگیرید. اگر مشکلات دارید آنها را بشناسید و سعی کنید برطرف‌شان کنید. تلاش بیشتری را مصروف هفته‌ی آینده کنید. با این کار، تردید به خود و سردرگمی‌تان را صرفا با جهت دادن به اراده‌ی خود برطرف می‌کنید

تمرین چهل و دوم: یک تمرین بلند


Step 43: My Will Is to Know God. | .گام چهل و سوم: خواست من شناخت خداوند است

خواست شما شناخت خداوند است. این خواست حقیقی شماست. هرگونه میل یا انگیزه‌ی دیگر برای گریز از همین امر است که نماینده‌ی خواست شماست. این خواست شماست که برای‌تان ترسناک شده است. از چیزی می‌ترسید که می‌دانید، و عمیق‌تر از هر چیز دیگر حسش می‌کنید. این موضع شما را به آنجا هدایت می‌کند که در چیزهایی پناه بگیرید که شما را نمایندگی نمی‌کنند، و در این راه هویت خود را از دست می‌دهید و سعی می‌کنید هویتی را بسازید در ارتباط با چیزهایی که برای گریز، آنها را طلب کرده‌اید. در انزوا احساس بیچارگی می‌کنید، اما در رابطه است که خوشبختی دوباره حاصل می‌شود

خواست شما شناخت خداوند است. از خواست خود نهراسید. خداوند شما را آفریده است. خواست خداوند شناختن شما است. خواست شما شناختن خداوند است. هیچ خواست دیگری وجود ندارد. هر انگیزه‌ی دیگری غیر از این صرفا زاده‌ی سردرگمی و ترس است. شناختن خداوند به او قدرت می‌دهد و به شما نیز قدرت می‌بخشد

در دو تمرین امروزتان، احساسِ قدرتِ خواست‌تان را در مراقبه‌ای در سکوت تمرین کنید. نگذارید ترس و شک ذهن‌تان را غبارآلود کنند. نیازی نیست که برای حس کردن خواست خداوند تلاش کنید. این خواست خودش وجود دارد. بازشناختن آن فقط توجه شما را می‌طلبد. بنابراین، فقط با حضور داشتن در این تجربه عمیقا تمرین کنید

تمرین چهل و سوم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Ste 44: I Wish to Know My Own Strength | .گام چهل و چهارم: دوست دارم قدرت خویش را بشناسم

ممکن است به سبب نیاز مبرم‌تان در شرایط فعلی‌، این عبارت تاکیدی را بسیار دلپذیر بیابید، اما این تایید بسیار از چیزی که در نگاه اول به نظر می‌رسد عمیق‌تر است. قدرت شما بسیار بیشتر از قدرتی است که در حال حاضر دارید، اما تا زمانی که این قدرت به شیوه‌ای به کار برده نشود که به‌راستی شما را احیا کند و توانایی‌های حقیقی شما را شکوفا سازد، نمی‌توان آن را به صورت تام و تمام فعلیت بخشید

چگونه می‌توانید به قدرت خود نزدیک شوید در حالی که احساس ضعف و بیچارگی می‌کنید، حس می‌کنید ارزشی ندارید، در حالی که زیر بار گناه یا سردرگمی هستید یا در خشم و غیظ خود، دیگران را مقصر ناکامی‌های خود می‌دانید؟ به‌دست آوردنِ قدرت‌تان مترادف این است که تمام چیزهایی که شما را پابند زده‌اند رها کنید. شما با گفتن این‌که موانع وجود ندارند آنها را رها نمی‌کنید. شما آنها را رها می‌کنید چون برای چیزی بزرگتر ارزش قایلید. مانع شدن آنها صرفا نشانه‌ای است از این‌که باید از آنها عبور کنید. بدین‌سان، قدرت خود شما پرورش داده می‌شود. شما در پی قدرت خود هستید و از آن بهره می‌گیرید تا این قدرت را بیابید. ما دوست داریم که قدرت خود را بشناسید و به تنها تن خویش آن را به کار گیرید

در دو تمرین مراقبه‌ایِ امروز، در سکوت و در سکون، سعی کنید که قدرت خود را احساس کنید. نگذارید که افکار به تنهایی شما را منصرف سازند، زیرا ترس‌ها و دودلی‌ها فکر هستند ــ چیزهایی بخارمانند که مثل ابر از ذهن‌تان عبور می‌کنند. پشت ابرهای ذهن‌تان کیهان بزرگ دانش قرار گرفته است. پس نگذارید که ابرها مانع شوند که ستاره‌های پشت آنها را ببینید

تمرین چهل و چهارم: دو تمرین 30 دقیقه‌ای


Step 45: Alone I Can Do Nothing. | .گام چهل و پنجم: به تنهایی هیچ کاری از من ساخته نیست

به تنهایی هیچ کاری از شما ساخته نیست. به تنهایی هیچ دستاوردی حاصل نشده است، حتی در دنیای شما. به تنهایی چیزی خلق نشده است، حتی در ذهن شما. به تنهایی کاری را کردن هیچ اعتباری را نصیب شما نخواهد کرد. همه‌ی چیزها تلاش‌هایی مشترک هستند. هر چیزی محصول روابط است

آیا این موضوع نفی‌کننده‌ی فردیت شما است؟ به‌طور قطع و یقین خیر. این امر محیط و قدرت تحقق بخشیدن به دستاوردهای حقیقی‌تان را به شما می‌دهد. شما بزرگتر از فردیت‌تان هستید و بنابراین می‌توانید از محدودیت‌های آن رها شوید. شما از طریق فردی کار و فعالیت می‌کنید که خود شما است، اما عظمت شما بیش از این است. بپذیرید که یک خودِ محدود محدودیت‌هایی دارد و از یک خودِ محدود نخواهید که خدا باشد، وگرنه بار سنگین و چشمداشت‌های بزرگ را بر دوش او قرار می‌دهید و بعد او را به سبب قصوراتش کیفر خواهید داد. این موضوع به تنفر از خود می‌انجامد. موجب می‌شود که نسبت به زندگی جسمانیِ خود حس کینه و انزجار داشته باشید و از لحاظ شخصی و عاطفی و جسمی خود را بیازارید. محدودیت‌های‌تان را بپذیرید تا بتوانید بزرگی را در زندگی پذیرا شوید

بدین ترتیب، در دو تمرین امروز، اکنون با چشمان باز، روی محدودیت‌های خود تمرکز کنید. آنها را بشناسید. بد و خوب بودن‌شان را به داوری ننشینید. صرفا آنها را بشناسید. این امر به شما خاکساری می‌دهد و در خاکساری‌تان در وضعیتی قرار می‌گیرید که بزرگی را بگیرید. اگر از محدودیت‌های‌تان محافظت کنید چگونه می‌توانید چیزی را بگیرید که از این محدودیت‌ها رد می‌شود و بالاتر می‌رود؟

تمرین چهل و پنجم: دو تمرین 15 دقیقه‌ای

 

Comments are closed.